پریشان

منی گر بوسه باران تو بودن !!

172- شبهای پیشاور

خاطره باز ۱۴۰۴/۰۶/۰۵ 10:45

وقتی که دلتنگ می شم و

همراه تنهائی میرم

داغ دلم تازه میشه

زمزمه های خوندنم

وسوسه های موندنم

با تو هم اندازه میشه

قدر هزار تا پنجره

تنهائی آواز می خونم

دارم با کی حرف میزنم

با دلبرم با دلبرم

اینروزا دنیا واسه من از خونمون کوچیکتره

کاش می تونستم بخونم

قدر هزار تا پنجره

طلوع من

طلوع من

وقتی غروب سر بزنه

موقع رفتنه منه

بیوگرافی
خاطره باز

همین
.
آخرین نوشته‌ها
آرشیو موضوعی
نوشته‌های پیشین
پیوندهای روزانه
دوستان