حادثه ی عشق
خاطره باز ۱۴۰۲/۰۸/۲۹ 17:44تشنگی
که پر از واژه شوی
و بباری کمی
و پر از خیس کنی وسعت احساس عمیق
هر چه می نوشم از این جام وجودت ببین
تشنه ام باز ... پر از تشنگی و یک عطش ناب که تو
که پر از واژه شوی
و بگوئی همه ی آنچه نگفتی و گذشت
بنویسی همه ی خاطره ها را دقیق
و بباری همی
مثل ابری که پر از حادثه ی عشق "پریشان" شده است
و نشاطی که فقط بارش احساس تو دارد همین
هر چه می خوانمت ای بارش آرامش من
بیقرارم هنوز
مثل دلدادگی اقیانوس
که پر از شور ولی
تشنه ی شوری اشکی که فقط دیده ی ماهی بارد
واژه ها را ببار
پُرِ از شور و یقین
که سهیل تشنگی شور یقینها دارد
و همین
.
>>@<<
1413121110987654321
.
پ ن :
خاطره باز .. یعنی .. "مثل ابری که پر از حادثه ی عشق پریشان شده است"
پ ن :
میدونی چرا همیشه بارون عاشقه .. چون خودخواه نیست
پ ن :
دِ برای همینه
این زندگی برای من کافی نیست
منم باید برم
به جائی که پر از "شور و یقین" باشه
و
"حادثه ی عشق"
آخه میدونی اونجا از سر گذشتنه
و شاخص های ارزیابی یه سطح دیگست
در حد "در سطح" های دست نیافتنی
به کی بگم حرفامو؟
خستم
از این امتدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد تنهائی قدم زدن
حالا که دریانوردی سرنوشتم شده
باید
خودمو ثابت کنم
تا پیش خدا دیگه سر افکنده نباشم
هیچ حسی بدتر از سر افکندگی نیست
خلاص
پ ن :
هشتک پاورقی
پ ن :
مرگ بر کاخ سفید




