پ ن : 41126 سی دو روزه
تنها بودن کافی نیست
باید با چشم های خیس نامه ای نوشت
با عنوان آخرین زندگی و سپس...
آغازی دوباره...
به آنچه که برایش محکوم به زیستن آمده ایم...
و آن هرگز به پایان نرسیده... نرسیده..
و فرو ریختن
با هر کلمه از لابلای خاطراتی شگرف
سنگین
و ماندنی مثل برفهائی غمگین
همه ی سالهائی که آنسان نباید می گذشت
و انبوهی از ننوشته ها..
نخوانده ها..
اری بودن کافی نیست...
باید دانست:
هرگز پایانی نیست
برای آن یک قلبِ سفید
.
.
.
~!#$@%^&*()_+|}{?><:"
پ ن : خاطره باز.. یعنی.. "سرزده پای در قلب و خیال..."
پ ن : هرکی اگه کتاب 1984رو بخونه و کتاب سقوط و ظهور رایش سوم و انسان 250 ساله و سرگذشت ایران هنگامه های خودکامگی شاهان و خودفروختگی ایشان... و تاریخ هند و استقلال... اگه در مورد نسل کشی سرخ پوستها در آمریکا و تا تشکیل دولت شیطانی آمریکا مطالعه بشه... بعد تازه میفهمیم که صهیونیست چی هست و چیکار داره میکنه... اونوقت دیدن فیلم "وی برای انتقام" کلا یه طعم فوق العاده ای داره...
- وی گفت: برام همه چی تغییر کرد.. وقتی عاشقت شدم
- وی گفت: کشتنش وقتی توی خونه اش قرآن پیدا کردند
- وی گفت: حقیقت رو بپذیر
- وی گفت: ...
...
و من با چشمای خودم دیدم که احترام به حقوق ملت... مهمترین مساله هست... احترام به انسانیت...
و من میدونم که "اسلام ِ شیعهِ علوی" بهترین چارچوب ِ در ترویج "انسانیت" هست و به خاطر جامعه... اونایی که کتابهای زیادی بخونند اینوخواهند فهمید...
و من میگم: تقصیر وزرا و نماینده هاست... و کسایی که نماینده ها رو انتخاب میکنند... که اگه هنوز آموزش و پرورش کشورم ابزار رسانه سلطه هست تا ابزار ترویج خودشناسی ای .. که منجر به خدا شناسی میشه...
پ ن : دلم طوووووووولانی میخواد
پ ن : کم کم باید برم... ماه روزه داره میاد... و منم و ... یه عالمه ... بایدها...
پ ن : به محمدسلمان و جاویدمحمد میگم خوشبحالتون که همچین اسمائی دارین... "محمد"داره... ولی چجوری بابا مامانتون اسم آبجیتونو گذاشتن "لیلیا"... خیلی مهمه این جووووووووووور...
پ ن :
گفت: سی و هفت هزار نفر کشته شدند.. از جووونای مملکت
گفتم: اشتباه بهت گفتند... پنجاه و هشت هزار و چهارصد و سی و دو نفر و نصفی!!!!! که بفهمه... که نمیفهمه...
گفت: یعنی میگی مردم کشته نشدند و همه بسیجی و امینیت بودند؟؟؟
گفتم: سه بخشی بودند... امنتیتی ها که کشتندشون.... مردم عادی که کشته سازی شدند... و داعشی ها... که به درک واصل شدند....
گفت: داعشی ؟؟؟
گفتم: آخه توئه که معترضی؟ میری آمبولانس آتیش بزنی؟ فروشگاه هفت روبروی اینجاست آتیشش میزنی؟؟ ادم میکشی؟؟؟ خود خودِ خودِ تو...؟؟؟؟ بفهم
تمام/ برای کسی که یه جو مغز داره توی کله اش.. نه اینستاگرام و ...
پ ن : 41021 سی روزه
پ ن : هشتک "زندگی پس از زندگی" ... این زندگی کافی نیست... عشق باید ورزید... حد "اعلی" از عشق ورزیدن باید...
پ ن : هشتک پاورقی از شبکه دو (عزت نفس... بصیرت و آگاهی اجتماعی... خودساختگی)
پ ن : بگو �مرگ بر کاخ سفید�
به خداوندی خدا: مهمترین موضوع زندگی آدمی توی این دنیا : آزمایش های الهی هست... تا معلومه بشه که چند چندیم با بودنمون...

خدایا کمکم کن...
176- حیفا 1

حیفا 1
کتاب پی دی اف اثر (204 صفحه) حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا حدادپور جهرمی که مستند به واقعیات عنوان شده است داستان نحوه ی شکل گیری عناصر اولیه و اصلی تشکلیل دهنده ی داعش را در قالب یک رمان ویژه و گزارش وار به قلم تحریر در آورده است. این کتاب حاوی نکات قابل توجه و ارزنده ای در شناخت دشمن، نحوه عمل و برنامه ریزی های نظام سلطه (صهیونیست)، نحوه عمل و مجاهدت شیعیان و مسلمانان در مقابله با آنها، و بسیاری درسهای آموزنده دیگری را به آگاهی مخاطب می رساند. کتاب حیفا1 بسیار جذاب و قابل باور شروع شد و تا نیمه های کتاب واقعا من رو تحت تاثیر قرار داد. اما از نیمه های کتاب که نقش آفرینی مجاهدان شیعه عراقی (بالاخص یک خانم عراقی بنام رباب) شروع می شود کم کم برای من یک مقداری داستان سرائی طور می نمود. با این اوصاف باز هم جذاب و گیرا بود.
نظر شخصی من نوعی این است که چنین روایت هایی در قالب کتاب هرچند لازم است ولی اصلا ابدا کافی نیست خصوصا با نسل تازه و نوین رسانه های اجتماعی نظیر اینترنت، فیلم، سریال، شبکه های اجتماعی و ... که کمتر مردم به سمت کتاب و کتاب خوانی می روند عمق تاثیر چنین روایت هائی آنسان که باید و لازم است در جامعه موثر نخواهد بود. مهمترین هدف چنین روایت هایی به نظر این حقیر همانا: دشمن شناسی هست. بعد از آن بحث آگاهی محیطی و شناخت خودی ها از ناخودی ها... اما از آنجا که در تولید خود اثر به اندازه کافی واقعا وقت و عمر و ذهن و فکر هزینه می شود اما در مرحله رساندن آن به مخاطب ها و تاثیر گذاری در بطن جامعه آنسان که لازم است نه برنامه ریزی ای وجود دارد و نه توجه ای به آن می شود. این حقیر معتقدم چنین روایتهائی برای تاثیرگذاری می بایست از مرحله کتاب (که یک رسانه ی سنتی و کلاسیک است) گذر کرده و پای در مراحل بعدی مثل فیلم و سریال و کلیپ و سرود و ترانه و بازی های کامپیوتری و اندرویدی و ... (که رسانه های نوین هستند) بگذارد تا تاثیر گذاری آن در جامعه فرصت عمل پیدا کند. آنگاه می توان انتظار داشت جنین روایت هائی در رویه های رفتارهای اجتماعی کلان ایران و مسلمانان جهان و بالاخص شیعه موثر افتد و قابل رصد و بازخورد قرار گیرد.
از نکته های قابل توجه برای من یکی این هست که نسل تازه ای از روحانیت (که نقطه مقابل روحانیسم است) در استفاده از فناوری و رسانه هائی غیر از منبر شروع به فعالیت کرده اند که بسیار قابل تحسین است. بشخصه معتقدم که آنسان که نماز و روزه واجب است نقش آفرینی های اجتماعی در هر بستری که از آدمی برآید وجوب دارد. مثلا فردی که در سیاست قوه درک و تحلیل بالائی دارد میبابیست در این زمینه فعالیت هایی بشدت رسانه ای داشته باشد. آنهم رسانه های نوین. و فردی که قابلیت های کارآفرینی و باز آفرینی دارد... و فردی که قابلیت و توانائی و علاقمندی در کارهای مستندی و تاریخی و آگاهی بخشی دارد... کاش روحانیت (نه روحانیسم) با تمام توان وارد عرصه فیلم و سریال و رسانه ای صوتی و بصری میگشت. این موضوع بشدت مورد نیاز امروز جامعه است. انحراف محتواهای تلوزیونی و سینمائی و صوتی و بصری از خط انقلاب خود مهمترین گواه بر نیاز و الزام ورود به چنین عرصه ای است.
معتقدم بجز با «تحول» سرعت زمینه سازی ظهور حضرت حجت (عج) بسیار کندتر آنچه که باید باشد است!! البته تحول در جهت زمینه سازی ظهور مساله ی اصلی و مورد نظر این حقیر است. و مهمترین و مهمترین و مهمترین مساله همانان وفق فرمایش مقام معظم رهبری همانا بصیرت افزائی است.
جالب اینکه دشمنان اسلام و قرآن و مهدویت در این باب بشدت فعال و کوشا هستند. یعنی در باب تزریق اعتقادات ضد اسلامی و شیعی (که در منابع مستند از آن به صهیونیست اسلامی تعبیر می شود) برنامه ریزی های کلان و بودجه های فراوان و حمایت های گسترده و فعالیت های گوناگون با تمام توان و امکانات دارند.
چگونه است که شیعیان در این مهمترین مساله اعتقادی، تنها در «انتظار» می کوشند؟ آیا تببین و ترویج و بصیرت افزائی لازم نیست؟ لازمه ی زمینه سازی ظهور نیست؟ باری دلم سخت می سوزد بخاطر آنکه مسندهای موثر در دست انسانهائی افتاده که آنحد معتقد و نه آنحد توانمند و نه آنحد دلسوز اند.... جائی شنیده ام می سوزد همه ی داشته های اجتماعی وقتی که مسند ها دست انسانهایی بیوفتند که به فکر جیب و زندگی خودشان هستند و نه جیب و زندگی جامعه! وضع امروز ما این اگر نیست پس چیست؟ پزشکانی که مطب هایشان بیشتر شبیه عمده فروشی ها و کاسب های بد اخلاقی است که آنقدر پول در می اورند که به هیچ حرمت انسانی ای دیگر قائلیت ندارند. وکلائی که برای بیشتر و بیشتر حاضرند دروغ و جمبل کنند. مهندسانی که برای پول بیشتر حاضرند بازار مهمترین نیاز امروز کشور را که همانا مسکن هست تحت فشار بیشتر قرار بدهند. دلالانی که پست های مدیریتی را پله پله برای رسیدن به خودخواهی های بیشترشان بی آبرو کرده اند... نمایندگان مجلس که به جای تصویب و تصلیح قوانین کارشان شده چانه زنی و رای جمع کردن برای دوره بعدی!!! چقدر نقاب نقاب نقاب... اینهمه تقصیر آن مردمی هستند که یا رای نمی دهند یا اشتباه رای میدهند... و بیشتر تقصیر آنهائی که ملاکها و شاخص ها و پارامترهائی را که برای تایید صلاحیت در نظر گرفته اند بر اساس مصالح عمومی نبوده و بر اساس مصالح اگر نگوئیم استعماری لاقل تحریفی بوده.... تقصیر آنهای انقلابی ای که گوشه کنج عزلت نشسته و پای در حجاب و نجابت کشیده و فکرشان این است دینمان را نگه داریم... درحالی که نگاه داشتن دین در ته غار و برهوت که ارزشی ندارد... اگر در آستان و باستان و گلوگاههای تردید و تصمیم دینداری کردی حساب است... آخ که چقدر دلم می سوزد برای کشوری که می تواند آئینه ی بهشت روی زمین باشد و زیر دست و پای مشتی غرب زده و مصرفی و لاقید و اعتقاد زده افتاده و چه کنیم؟؟؟
.
.
@!2#$14
پ ن : خاطره باز.. یعنی.. "خاطره های واقعی از تجربه های واقعی شکل میگیرند...نه تلقین های فضای مجازی"
پ ن : این مسلمیه باید دِین پس بده واقعا... میرم سراغش... این تصمیم قطیعه
پ ن : برای همه ی ایرادها، توضیحی هست...
پ ن : به چهل روز رسیدم حالا... این شگفتی رو باید هزاران هزاران بار شکرگذاری کرد.
پ ن : 41014 بیست و هفت روزه - دیگه داره کم کم مستور میشه
پ ن : و هجوووووووووووووم داعش به کشورم تقصیر روحانیسمه... تقصیر عملکرد روحانیسم.. تقصیر تاثیر ترویج ترس و غربزدگی... و دوری از هویت اصیل ایرانی... خیلی حرف برای گفتنش هست اما دیگه دلی نیست...
پ ن : هشتک "زندگی پس از زندگی" ... این زندگی کافی نیست... عشق باید ورزید... حد "اعلی" از عشق ورزیدن باید...
پ ن : هشتک پاورقی از شبکه دو (عزت نفس... بصیرت و آگاهی اجتماعی... خودساختگی)
پ ن : بگو �مرگ بر کاخ سفید�
پ ن : بیست و پنج روزه ... و دلی پُرخون... قامتی خسته... اما.. امیدی به قدر اشتیاق خورشید...

مثبت هفت روزه.... و هزار حرف و خون دل