هشت روزه
خاطره باز ۱۴۰۳/۰۸/۲۸ 10:26کتاب "بازگشت" رو همکار و دوست خوبم جناب ح.ش.ق بهم داد... کتاب نطلبیده!!! خیلی چسبناک بود حسش... خیلی
انگار کن رسیدم به کلسیوم!!! من اونم که قرار بوده قیصر باشه و حالا آخرین شمشیرزن هست...
توی مسابقات فوتبال اون دقایق انتهایی بازی... دو سه دقیقه آخر و .. وقتهای اضافه شده ... محل ابتلائات و حساسیت های بالائی هستند.. من الان اونجام!!!
"بیستم" روز موعوده حالا... "آزمون" عطف زندگی... هرچند که زندگی کافی نیست... اما "ناگزیره" که اگه بخواهی "عشق بچشی"
@
پ ن : خاطره باز .. یعنی .. "امتداد لحظه های بی دریغ..."
پ ن : هشت روزه
پ ن : این پایانِ آمیخته با آغاز ... در شعاع چهارصد پونصد کیلومتری!! و استجابت دعاهای روزانه ... در پیچ و خم گذران روزهای زندگی...
پ ن : هشتک پاورقی (ویژه برنامه ی غرب زدگی زدائی)
پ ن : بگو "مرگ بر کاخ سفید"

