پریشان

منی گر بوسه باران تو بودن !!

این چه نقاشی ایست؟

خاطره باز ۱۳۹۷/۰۷/۲۵ 19:46
 



کاش زن وجود نداشت ..



یا "اصلا"‌ مرد وجود نداشت...



اگر هیچ باری از هم بدوش نکشند... آخر این چه نقاشی ایست؟؟؟

 تابلوی گورنیکا

 

پ ن‌:‌ کاش زندگی ... مثل "اربیعن"‌بود ... .... راه بروی... غذا بخوری... نماز بخوانی .. راه بروی .. غذا بخوری .. نماز بخوانی ... و گاهی هم . استراحت کنی .... بی دغدغه تر از هر احساس... کاش کاش کاش ...

پ ن :‌ خسته ام از تنهایی... خسته ام ازتنهایی .. خسته ام از تنهایی ..

پ ن :‌من عاشق پاییزم .. نه چون متولد پاییزم... پاییز غم انگیز است .. اما.. دلم برای بهار تنگ شده! فصل زندگی .. فصل باران های عاشقانه ... فصل عطرها بوها صداها .. فصل جریان زندگی ..

پ ن :‌خوش بحال ماهی! هرگز تشنه نمی شود انگار ...

پ ن :‌فردا می گریزم!!

پ ن :سهیل ... لب تشنه مثل خورشید ... هستی؟؟ هستم!!

 

پریشان ترم ...

خاطره باز ۱۳۹۷/۰۷/۲۳ 18:20
 





آری
دل من سخت شکست
و کسی غمگین مبود ... که گوئی برای فقط شکستنم ...
آری قسم به عشق
که هیچ دوست خالصی ندارم
و چشمانم مسیر تو را گم کرده اند ...
قانون اشکهای من انگار ... تنها تراویدن است ...
هر کسی به "عشق" بستر احساسش خیس نمی شود ...
من فقط خیس از احساس بی تو بودنم!!!!!!
هز ندیدنت مدام "پریشان" ترم  از قبل ...
سزاوار نیست این سزای من ... مگر تورا از "یاد"‌ برده ام؟؟؟؟


پ ن :‌ به رویای تو سوگند !! هر شب رویای تازه ای از احساست را زندگی می کنم ... خیالت کجاست؟


پ ن :‌ من که دنیا را با تو به یاد اوردم .. هیچ یادت نیست که گم در رویا بوده ام؟؟؟
        مروت نیست ... این چنین مرا بی سر و بی پا شمردنت ...

پ ن :‌همین

چقدر میچسبد... چند جرعه حرف دل ...

خاطره باز ۱۳۹۷/۰۷/۲۲ 15:41
 

انگار زمین لرزه شده
همه جای سرزمین احساسم می لرزد... می ترسد...
مثل اقیانوس آرام...
فقط نامش آرام است .. فقط نامش ...
جوانها در راهند!!
پیرمردها رو به راه ...
آآآآآآآآآآآه
زود پیییییییییییر شدم...

 

 

پ ن :‌ خدا یا این آخرین احساسم رو بهم بده .. عمیق... همیشگی ...  مدام .. نزدیک .. زیبا .. شیرین .. مهربون ... پر نشاط ... لبریز... بی دریغ ... بی حصار ... بی پروا ... مثل طلوع ... پر احساس... همیشه همیشه همیشه همیشه ی همیشه ... میخامش

پ ن :‌ خسته ام.. اما تا آخرین نفس می جنگم ..

پ ن :‌ حرفهایی هست برای نگفتن .. "وفاداری" گاهی به ماندن نیست .. به رفتن است .. هان؟؟

.

 

 

سکوووووووووووووووووووت

خاطره باز ۱۳۹۷/۰۷/۱۷ 17:16
گاهی حرفی نیست برای گفتن
"سکوت" زیبا نیست؟؟

من حتی "سکوت" هایت را دوست دارم..
مثل آرامش قبل از طوفان

 

 

پ ن : سکوتهایم سرد و سنگین اند .. مثل پاییز .. اما میریزند..

 

 

 

 

زووووووود است رفتنت...
هر شب ک بیایی
تاریکی شبهایم مهتاب میشود
و ستاره وجودم به من نیم نگاهی را می تراود... چشمک میزند...
من لبخند چشم چپ تو را هزار بار بوسیده ام...
و کنج سایه های سرخ دلتنگی ات را...
راستی
زووود است که نباشی
کاش سهم من باشی
نه تن
نه روح....
تمام آرزو
همین

 

 

پ ن: دوست داشتن های این دوران مفت نمی ارزند...  بس ک خود خواهند...  خودم را میگویم که از دوست داشتن...  فقط...  دوست داشتن را بلدم و میخاهم...  نه دیگر هیچ بیش...  همین

پ ن: پرستو ها مهاجرت می کنند..  اما...  باز...  بر میگردند...  مگر نه؟

پ ن: کاش زندانی آغوش تو بودم.  دقیقا همین وصف.  نه بیشتر.   نه کمتر... 

پ ن: همین

لبیک یا سراینده

خاطره باز ۱۳۹۷/۰۷/۱۰ 21:40
یادت به خیر،
تو که فراموش نمیشوی! هرچند بخشوده ای ...
با توام...

مسبب شعر!
خالق رنگین کمان!
دلیل باران!
همزاد نسیم!
یادت به خیر
تلخ ترین شیرینی دنیا!
فراموش نمیشوی
لبخند پس از بوسه!
آرامش میان آغوش!
مستی شراب!

تویی که فراموش نمیشوی
تویی که از یاد نمی روی
تویی که شک ندارم
بهارترین فصل سالهای عمر بوده ای...

 

پ ن :‌ به سراینده این شعر "لبیک" ... که دلش خوب "عاشقی" بلد است ... همین!

بیوگرافی
خاطره باز

همین
.
آخرین نوشته‌ها
آرشیو موضوعی
برچسب‌ها
نوشته‌های پیشین
پیوندهای روزانه
دوستان