پریشان

منی گر بوسه باران تو بودن !!

چقدر میچسبد... چند جرعه حرف دل ...

خاطره باز ۱۳۹۷/۰۷/۲۲ 15:41
 

 

 

 

و یک صبح سرد، بجای ساعت، معشوقه ات زنگ بزند، معشوقه ات بگوید که دلش گرفته است. بخشی از حرف هایش را بخورد، بخشی از هق هق اش را پشت گوشی پنهان کند،
بخشی از صدایش را، که طعم بهارنارنج بود،
که یادآور نیلوفری بود رها در برکه،
بعد زار زار ببارد؛ بگوید که "محبوبش" محبوبی که فکر می کرد نبود...
معشوقه ات با زبان باران بگوید:
ای کاش
ای کاش
ای کاش
من و تو...

و تو آرام بی آنکه بفهمد، اشک هایش را قطره قطره جمع کنی! جمع کنی برای روزهای مبادا و خشکسالی ات..‌‌.
و تو آرام آرام شروع کنی به پُر شدن؛ و بیشتر، خالی شدن  ما...

 

پ ن : 

همه ى "يك طرفه"ها لعنتى اند
خيابان هاى "يك طرفه"
دوست داشتن هاى "يك طرفه"
تصميم گرفتن هاى "يك طرفه"
رها كردن ها
رها كردن ها
رها كردن هاى "يك طرفه...

 

 

 

بیوگرافی
خاطره باز

همین
.
آخرین نوشته‌ها
آرشیو موضوعی
نوشته‌های پیشین
پیوندهای روزانه
دوستان