پریشان

منی گر بوسه باران تو بودن !!

فهم ادراک آگاهی

خاطره باز ۱۴۰۱/۰۶/۲۷ 11:23

دیگه بی داری شب عادتمه (ببین عمدا نوشتم بی+داری/ با بیداری فرق داره)

.

.

.

پریشانم ولی سر برنمی‌دارم ز کابوسم
چهل سال است در یک پیلهء تاریک محبوسم

نباید سرنوشت صبر من بیهودگی باشد
مرا پروانه کن، هرچند از پرواز مأیوسم

اگر تنها شدم، غم نیست، خاطرجمع باش ای دل
که گر با دیگران بیگانه‌ام، با خویش مأنوسم

خدا را شکر آهم گرچه جان‌سوز است، از عشق است
شبیه این و آن از ناامیدی نیست افسوسم

تو مهتابی و من مرداب، خوشحالم که امشب هم
مرا از دور میبینی، تو را از دور می‌بوسم

بیوگرافی
خاطره باز

همین
.
آخرین نوشته‌ها
آرشیو موضوعی
نوشته‌های پیشین
پیوندهای روزانه
دوستان