پریشان

منی گر بوسه باران تو بودن !!

مُد

خاطره باز ۱۴۰۰/۰۸/۰۲ 17:32

 

مُد

 

تا که در تاریخ ذهنت حک شوم، نقشی ز عشق

ای که طبع آرزوهایت همه شعر من است

زندگانی را ز جام شعر من نوشی بکن

خوش بگیر از جام من، می از دل و از روح من

خوش بشین هر لحظه با عمق خیالم مست مست

من همی موج پریشانم پر از تکرار و طی

تو همی دریای من ، آغوش پر احساس من

ای نفسهای دلم

ای تو روح و هستی و احساس من

طبع عشقت عاشقم کرد مبتلا...

تو که دردی بر دلم شیرین تر از شهد و عسل

تو که هم درمان من آغوش بی پروای من ..

 

 

 

 

پ ن : خاطره باز .. یعنی ... "تکرار خاطره هایت برایت خوشبختی باشد" ...

پ ن : همیشه ... فکر کن ... حادثه هایی ... ... .. که گذشت !! با من حرف بزن!!!!

پ ن : خوب میدانم! این تو این همه ی آدمای دنیا ... محاله مثل من "سلحشوری" پیدا کنی ...

پ ن : خونِ عشق در من چونان آتشفشانی در حال جوشیدن است ... کِی باشد این کوه ِ تنها .. زبان بگشاید و همه ی درد ها و  گدازه ها یش را باری از غم دوران .. بیرون بریزد !!!

پ ن : من خوبم.

پ ن : تا وقتی به عشق زنده ام .. "زنده ام" ..

 

 

بیوگرافی
خاطره باز

همین
.
آخرین نوشته‌ها
آرشیو موضوعی
نوشته‌های پیشین
پیوندهای روزانه
دوستان