پریشان

منی گر بوسه باران تو بودن !!

شاهنامه ی ایرانی (فردوسی)

خاطره باز ۱۳۹۹/۰۹/۱۶ 19:4

 

+ اونقدر حال ِ باغِ احساسِ دلم خرابه و بی آب که اگه "نخشکه" جای تعجب داره ...

+ حالِ باغِ احساسِ دلم درست مثل وضعیت اقتصادی ایرانه که درگیر یه "قدرت روحانی" شده !! (هعی خدا)

+ حقمه که حالم بد باشه !!

+ راستی زیارت عاشورایی که بده کارت بودم خوندما ... دیروز ظهر.

+ آخ که حالِ من حال "آدمیه" که انگار وسط بهشت بهش بگن بجز "دیدن" و "دونستن" حق نداری کار دیگه ای کنی... حق نداری بچشی "هیچ چیزی رو"

+ همه اش که این دنیا حسابرسی نمیشه خب که ! تازه اصلش رو پیش خدا حساب پس میدیم مگه نه؟ خدا به دادمون برسه ...

+ داشتم فکر میکردم اگه "شاهنامه" مثلا توی آمریکا یا اروپا بود ...چیا میشد ... "فکرای عجیبی میاد توی ذهنم" که اونا با کوچکترین چیزای با ارزششون چیا به خورد جهان میدن ... راستش میترسم به چیزی که فکرش افتاده توی ذهنم حتی فکر کنم یا بگم! خصوص که تازه 55 صفحه از شاهنامه رو خوندم تا 2000 خیلی مونده!

+ "همون بهتر که ساکت باشه این دل" نه!!! اصلا ... "دیگه بیداری شب عادتمه ... همدم سکوت و تنهائی من ... صدای کی بورد لپ تاپمه ... حالا که موندم و صفحه های وبلاگ و حس بی کسی ... که اونم از "خلاء عشق" فنا میشه ... چشمونم مونده ی عمرمو از پنچره ی امید دیییییییید میزنه ... دلم "اسم تورو" فریاد میزنه ... درای اون پنجره رو تا انتها باز میکنم ... با تمام وجودم "خاطره" هامو ... آرزوی تکرار می کنم ... آه ... که ... دیگه بیداری شب عادتمه ...

+ خاطره باز

 

بیوگرافی
خاطره باز

همین
.
آخرین نوشته‌ها
آرشیو موضوعی
نوشته‌های پیشین
پیوندهای روزانه
دوستان