دارک 9
خاطره باز ۱۳۹۹/۰۶/۳۰ 19:26
ظهر که خابیدم! (آخه دیشب اصلا خوب نخابیدم حالم همچنان خوب نیست کاملا) .. خواب دیدم.. که یه پسر 2 ساله تقریبا که لباس سرمیه ای با خطوط افقی رنگی رنگی موهای خرمایی روشن و صورت خیلی خوشکل معصوم و یه ذره خیلی کم تپل رو از یه اقایی خارجی خریدم!!! و باهاش انگلیسی صحبت میکردم و ازش با قاطعیت زیادی قول میگرفتم که این موضوع کاملا محرمانه باشه و هرگز فاش نشه... و من بچه رو بغل کردم و احساس میکردم که خیلی دوستش دارم. رفتم سر کوچه از سوپری یه بسته شیر یارانه ای خریدم و توی راه فکر میکردم چطوری باید براش مدارک شناسایی بگیرم!!! چطوری ببرمش خونه ... چی بگم... که مامانم بیدارم کرد...
خیلی بچهه رو دوس داشتم... حتی فکر میکردم اسمش رو بزارم "توحید" ... یا ...
خواب واضحی بوذ...
پ ن : می شود من را "بخواهی"؟؟ آنقدر که "خاطره" ای شوم در دَوّارِ زمان ...