پریشان

منی گر بوسه باران تو بودن !!

دارک 8

خاطره باز ۱۳۹۹/۰۶/۲۹ 15:18

اولریک وارد گذرگاه میشه و به دوراهی که میرسه سمت چپ رو میپیچه... علی رغم تخیل من که باید به اینده میرفت به دو دوره ی قبل بر میگرده یعنی 1953!!!!!! مممممممممممممم اگه اینده بود برام جذاب تر بود!! ولی وقتی در خصوص سه بعدی بودن صحبت میشه شاید اولریک به یکی از سه بعد خودش بر میگرده.. اینطوری باز قابل قبول تره برام..

+هلج .. گناه داشت .. خوشم نیومد از اولریک

+آلمان 1953 چقدر "سخت" بوده... عصر آهنین آلمان باید اسمش رو گذاشت به نظرم !

+تخیلی در خصوص تکرار دوباره ی زمان (تاریخ) .. حلقه های مدور سه گانه حول یک مرکز ... تخیل جالبیه...

+کرم چاله یا همون گذرگاه در اثر آزاد سازی یه نیروی بزرگ شکل گرفته؟؟؟!!! خوشم نمیاد از این تعبیر

+سفر در زمان .. اونقدرام برای اولریک ... هیجان انگیز نبود!!!

 

 

 

پ ن : هنوز پشت کتفم درد میکنه.

پ ن : برام شعر تیتراژ اول دارک رو ترجمه کن....

پ ن :

پر از دوست داشته شدنی ...
لبریز از بوسه
در آغوش پاییزِ ... حتی آبانی ...
ایستاده ترین درخت پرتقالی !
دست نیافتنی ترین "میوه ی ممنوعه ای"
تو را که می پندارم
نارنجی و ترش و شیرین ... می شود دنیایم ...
از تو که می گویم
عطر بوسه های پرتقالی میگیرد .. اشتیاقم ...
همین

 

 

 

 

 

بیوگرافی
خاطره باز

همین
.
آخرین نوشته‌ها
آرشیو موضوعی
نوشته‌های پیشین
پیوندهای روزانه
دوستان