پریشان

منی گر بوسه باران تو بودن !!

1984

خاطره باز ۱۳۹۹/۰۶/۲۲ 17:32

 

تقصیر تو نیست اگه "عشق" مُرده ...

 

 

 

 

 

 

پ ن : این هفته میخام سریال "دارک" رو ببینم ... و .. یه فیلم هندی سفارش شده pk فکر کنم اسمش بود ... و ... همین

پ ن :

ولی من هر صبح
شرینی دوست داشتنت را
می چشم از "خیالت"
که پر میکشم تا انتهای همه ی "خاطره" هایت ..
آری
هر صبح ...
"جان تازه ای در من"
در "پریشان" ترین روزهای عمرم !!
خوبِ من...
روز من با حضور توست که "خوب" می شود ...
بقیه اش
همه اش "درد " است
همین!

 

پ ن :

خب وقتی به آگاهی برسی... دیواره های دنیا.. هنجارها.. قوانین ... شعائر ... دعاها... اضطرابها.. ترسها... تلاشها... مرزها... زندگی و هرچیزی برات به شفافیت "شیشه" میرسه .. و آنگاه .. اقیانوس دیده میشه ... مرزهایی از هستی قابل درک میشکه .. خورشید گرم تر احساس میشه .. و "حقیر" بودنمان در سیطره ی آفرینش ، چشم نوازی می کنه ... ناگهان .. همه چیز بی ارزش میشه .. کاخ ها .. احترامها .. قدرت ها .. داشتن ها .. همه و همه .... و فقط "عشق" همچنان در افق نور افشانی می کنه ... و وقتی از همه ی هم هچیز بُریده میشه از دلت .. "عشق" اونجا برایت آغوش گشوده ...

کاش .. "بَلَدی" بود .. عاشقی را برای این قافله ی عمر گذار ... ره می نمود ...

 

 

بیوگرافی
خاطره باز

همین
.
آخرین نوشته‌ها
آرشیو موضوعی
نوشته‌های پیشین
پیوندهای روزانه
دوستان