پریشان

منی گر بوسه باران تو بودن !!

بدون قفس

خاطره باز ۱۳۹۹/۰۱/۲۷ 21:37

 

- " ازت بدم میاد " ... (با یه سیلیِ نمناک و محجوب ... به قول خودش خجالتی)

- (بدون آنکه توجهی به عملیات کنگفوآنه کند ...  در دلش می گوید:) باالخره گفتیش ! "حالا کلاهتو بزار بالاتر ... این تو این همه ی مِلاکهای دنیا"

 

پ ن : بعضی دیالوگها "ساخته می شند"  .. مثل نتیجه ی یک معادله ی حدی پیچیده با تقریب ...

 

 

پ ن : چه حال های بدی گذروندم این چند روز ... "خدایا شُکرت" میدانم که از تو هرچه رسید "نیکو" است.

پ ن : سال جهش تولید .... "اعی خدا" ..... دست تنها .. مگه میشه؟؟؟؟؟

پ ن : من از همه ی قید های احساسی .. محرک های اساسی گذشتم ... به قید "فهمیدگی" رسیدم، هنوز انگار تشنه ام ... تشنه ام ... تشنه ام ...

پ ن : (یعنی باید خیلی با جَنَم باشه که گفته : )  برادرم به جای اینکه دنبال حس ها و فانتزی های گمشده ات تو بقیه زنها بگردی بدون در خانه هنوز گنجی داری که کشف نشده باقی مونده و بپا یه زبلی گنج تو رو کشف نکنه و استفاده نکنه !

خواهرم جای اینکه هی بشینی بگی اه اه پیف پیف من بدم میادو هی گوشیش رو چک کنی که نکنه با یکی دیگه ...  بشین با آقاتون حرف بزن ببین دقیقا از چی بدت میاد و یذره هم دندون رو جیگرت بذاری به مرور میتونی با دنیای نهفته ی خودت آشنا بشی 

اگر هم در تئوری قوی هستید و پای عملتون میلنگه ! بجای بلدم بلدم ... یکم "ایثار" داشته باشید در عمل خانم یا آقا ... ایثار در رابطه ی زناشویی از نظر من یعنی : بجای من اینو میخوام من اونو میخوام  ... بگو : تو ... تو چی میخوای تو چی دوست داری ( تحمل کن و وانمود کن تو هم دوست داری ) به نظر من "ایثار" تضمینی جواب میده حتی یکطرفه ... هرچقدر دیر ولی جواب میده ...

بیوگرافی
خاطره باز

همین
.
آخرین نوشته‌ها
آرشیو موضوعی
نوشته‌های پیشین
پیوندهای روزانه
دوستان