پریشان

منی گر بوسه باران تو بودن !!

جور دیگر باید زیست

خاطره باز ۱۳۹۹/۰۱/۲۲ 22:11

 

روزی تو خواهی آمد

چون "نوش داروئی"

از پس مرگ های "سهرابی"!

آه سهراب ...

تو خوب دانستی ... "خلوت خفته ای از فهم را"

شعر شمشیر را از نیام عشق در "کِشیده"

و خوب جنگیدی:

"جور دیگر باید زیست"

با شمشیر

با شعر

بوسه

ایثار

و غرقِ در "درستی هنجار از قرآن"

کآنو ای خواهم ساخت

باد بانش از "عشق"

پارویش از "تلاش"

بر اقیانوسی از هنجار های طوفانی و تحمیلی  ... خواهم راند ...

تا "ناجی" ای شوم

خودم را ...

تا عاقوش شهادت ...

"سهراب" شاهد باش ...

 

 

 

 

پ ن : کاش شاهد شهادتم باشی.

بیوگرافی
خاطره باز

همین
.
آخرین نوشته‌ها
آرشیو موضوعی
نوشته‌های پیشین
پیوندهای روزانه
دوستان