پریشان

منی گر بوسه باران تو بودن !!

زندگی کافی نیست

خاطره باز ۱۳۹۸/۱۱/۱۸ 18:13

 

بخدا زود دیر می شود...

که خواستنها... نخواستن گردد ...

و نخاوستن ها ... خواستن شود ...

این عمر ارزش غصه و آزار .. ندارد!! باور کن ..

نه کسی به خود فروشی رحم می کند ... نه کسی به عیاشی روا می دهد ...

هیچ تخت روانی گسترده نیست ... تا عمری بتوانی لَم بدهی سَرخوش ...

و همه ی "نو" ها ... زود کهنه می شوند..

و شلوغی ها .. خلوت ..

و حتی از میانه ی شهرت هم .. به گوشه ای عزلت ...

این درست که با افتخار باید زیست... باید از از مال دنیا به اندازه بهره چید... ولی..

آن لحظه که روح بالخره پَر می گشاید... "افتخار" .. جنس دیگریست ... که "قطعا" آن پول نیست ...

زندگی کافی نیست

عشق باید ورزید

بلد باید بود

به آخرین امید .. حتی ... "جهاد" باید کرد...

اگر شده حتی یک "شب" ... صورت ماه و ستاره را باهم چید...

زندگی کافی نیست

تمام.

 

 

 

 

پ ن : ای که "فهم تو از همه ی واژه ها بیشتر است " ... دریاب... تیمار کن .. همه ی زخم های مرا...

پ ن : شانس خوب زندگی کردن .... !!!!!!!!!!!!!!!! تا "خوب" رو چی بدونیم... یهخونه ی نو ؟ ماشین؟ عشق؟

 

 

بیوگرافی
خاطره باز

همین
.
آخرین نوشته‌ها
آرشیو موضوعی
نوشته‌های پیشین
پیوندهای روزانه
دوستان