ببوسی
خاطره باز ۱۳۹۸/۰۶/۰۲ 23:13آری
از جائی به بعد
دیگه نمیتوین بگی همه چیز درست میشه
باید آستین بالا بزنی
و تلاش کنی
و بجنگی
و ببوسی همه ی گذشته رو... گذشته ی داغون تر از داغون رو ...
باید
خطاطی کنی...
باید... عاشقی کنی...
باید... یک عالمه .. زندگی کنی...
پ ن : سادس فهمیدش؟ ساده نیست؟؟؟ پس چرا بعضیا نمی فهمند؟؟
پ ن : هنوز چشم چپم درد می کنه.
پ ن : چرا تنهایی عاشقی .. خب چه اشکالی داره .. دونفره ... عاشقی ...
پ ن : تعریف عشق و عاشقی چیه ؟؟ میلیون تاس؟؟؟ کتاب انجیل و تورات و قران و اوستا و عهد عتیق و ... چند نسخه ی خطی باید خواند؟؟؟ یا باید زیست؟؟ باید تلاش کرد؟؟
پ ن : تا وقتی خودخاهی باشد... نمی شود.
پ ن : لعنت به مختر پول . انشاله که بمیره.
پ ن : لعنت به مسئولین اقتصادی ای که مفهوم عرضه و تقاضا رو توی بازارها نمیدونند.
پ ن : دلم آسودگی میخاد.
پ ن : هرکی بیشتر از یک خونه داشته باشه ... "حرامه" ... چون سرمایه رو راکد کرده.
پ ن : دیگه کی به "حرام" اعتقاد داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آها هر کجا به نفعش نباشه...
پ ن : کاش جنگ آرماگدون بیاد... من دلم .. جنگ میخاد.. جنگیدن... حتی فدا شدن ... اینطوری دارم فنا میشم آخه .. پیدا نیست؟
پ ن : حیف و میل شدم رفت.
پ ن : تا وقتی مردم یاد بگیرند پس اس معیار انتخاب "ازادی حجاب" ... نباید انتظار "ثبات اقتصادی" داشت... وضع همینه .. پراید 52 میلیون ... هنوز کمه برای درس عبرت شدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پ ن : همون جنگ آرماگدون.
پ ن : مُرتال کمبات.
پ ن : هر شب تا صبح ... اصلا هفته ای یک شب تا صبح .. اصلا ماهی یک شب تا صبح .. اصلا ... فصلی.. سالی... دهه ای ... عمری... قَرنی؟؟؟؟؟؟؟ "عاشقی بَلَدی ، هنرمندی ، ایثار ، فهم ، تلاش ، گذشت و گذشت و گذشت میخاااااااااااد....
پ ن : پریشان خاطران آواره در صحرای گیسویت.. هزارن شب خراب افتاده در کنج سرِ مویت .. من از سمت سپاه عشق بازان .. آمدم سویت .... که بنویسم .. خجالت می کشد ماه از گل رویت .. ماه .. از گل رویت ... ... ...