وه از این آتش روشن!!
خاطره باز ۱۳۹۴/۰۵/۰۸ 13:3
و پر از حادثه ی عشق خیالم طوفانیست ...
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه .. خاطره هایم ...!!!!!

کاش بودی
دلم میخاس فردا پیش پیشگاه قامت پاک حضور هم زانو میزدیم
شاخه گلهای سرخ و سفید را به نیت پیوند خون و خیالمان به هم تقدیم میکردیم
چشم در چشم هم میباختیم
ونفس ها را همه قربانی نفس های هم میکردیم
!!
پ ن : هر چه خون است قربانی خیال ...
پ ن : من هنوز مرتد این احساسم ... که کسی منتظرم هست؟؟!!؟؟
پ ن : دلم نوشتن می خواهد.
پ ن : همین
جنس خیالم اما...
پر از ازدحام کوچه های بی کسی !!
و دلم یک بوم می طلبد
و یکی عالمه از رنگهای خیال
و چندی قلمو .. کهنه و خسته از پیمودن بوم
قلموهای کهنه لبریز از احساسند
و تجربه های شاد و غمگین
دلم میخاد باهاشون قدم بزنم
همه ی پس کوچه های خلوت خیالم رو
و نقش بزنم
سمفونی تازه ای از زندگی رو ...