پریشان

منی گر بوسه باران تو بودن !!

خانه ی من

خاطره باز ۱۳۹۱/۱۱/۰۲ 10:59
 

خانه ای ساخته ام

سایه بانش از سقف ..

افقش چند دیوار !!

و یکی پنجره که بسته شده رو به هیچ

و دری گاهی باز ..

که بیائی و معطر بنمائی تو هوا را اینجا

و بشینیم و ببینم و بگوئیم و خیال پر بدهیم تا هر جا ..

رو به سوی طلوع !!

آنطرف اقیانوس !!

به زمانی که سراسر شده زندانی آن ساعت گردان سکوت !!

و به هر خاطره ها ..

و بهشت را قسم !

که حقیقت این است .. که وصال هم این است .. که عروج را و هبوط .. و بهشت هم این است !!

 

 

سهیل .. لب تشنه مثل خورشید ..

 

 پ ن : وزن من وزن آن کتابخانه ایست که اسکندر بسوزاند ..

 

 

 

 

بیوگرافی
خاطره باز

همین
.
آخرین نوشته‌ها
آرشیو موضوعی
نوشته‌های پیشین
پیوندهای روزانه
دوستان