درد و دل
خاطره باز ۱۳۸۹/۰۱/۰۹ 21:8
مرا بنگر همه تاریک و سردم
نه مهری باشد و سلطان دردم
روا بر من همه تنهایی و غم
از آن گشتم یکی تندیس ماتم
یکی غم نامه گویم از دلی تنگ
بخوانم خط به خطش را چو آهنگ
مرا بنگر همه آرام و سختم
نه دشواری به من سلطان صبرم
نه من باشم دگر یک لحظه غمگین
نه غم باشد برایم سخت و سنگین
الهی تا ابد عاشق بمانم
بگویم از دلم تنها نمانم
ز من حالا شنیدی عاشقی را
تو میدانی اگر دلدادگی را
مرا بگذر همه بی نا ثوابی
سهیل از تو اگر تنها بیایی
..
این آخرین شعری بود که سرودم البته اونو توی اسفند ۸۸ سرودم و خیلی دوستش دارم
کاش یکی منو پیدا کنه ...