اشكها و خنده ها
خاطره باز ۱۳۹۰/۰۵/۱۰ 11:39
اشکهایت مال من .. من خنده هایم را به تو میدهم ...
سالهاست این دشت صورت من سیلاب اشکها شده است ... خنده هایم ... اما .. میان برهوت ای کاشها خاک گرفته اند ... خنده هایم مال تو .. شاید دستی به آنها بکشی ...
سالهاست این دشت صورت من سیلاب اشکها شده است ... خنده هایم ... اما .. میان برهوت ای کاشها خاک گرفته اند ... خنده هایم مال تو .. شاید دستی به آنها بکشی ...
پ ن :امروز توي وبلاگ دو تا پرنده عاشق چيزايي خوندم كه از زنده بودنم سير شدم ... چقدر آدمها مي تونن پست باشن ... راههاي ديگه اي هم هميشه وجود داره ... ياد اين شعر قديمي مي افتم كه ميگه : رفيق نا رفيقم - در پشت پا استادي - جواب خوبي ها را - چه نامردونه دادي - راهت دادم تو قلبم - با يك دنيا صداقت - شكستي پشت من را - از راه نا رفيقي