چاقو کِش
می بَری
همه ی روزهای باقی مانده را ...
آنسان که پیشتر بُرده ای ... خاطره های زخمی و مجروح را ..
این شهر دیگر زورش به به آن دشنه نمی رسد!
خون می چکد از پنجه هایی که "مهربانی" ساماند ..
پرچمت بالا!
خیالی نیست این سرازیری را .. از عمر .. "دنده خلاص" ..
من "عادت شده ام دوش کش بغض طویل"
به درازای همه فاصله ها ..
حالِ من دستِ خودم نیست!
قصدِ این ویرانه از آوارِ عشق، سخت "بی رحمیست"!
تو فقط "راحت باش"
بی خبر از من و از زخم دل و "هفتم" باش ...
چلّه بُگشا "فاتح"...
دشنه دشنه ...
منِ کور و منِ کَر ، کعی لایق!
چشمه ای باید گَشت...
پُرِ از خیره به تنهائی من ! بی آلایش ..
مرزِ تقدیر من اینجا رمقی نیست دگر!
نفسی نیست ثمر!
بسته امید پرستار به روی همه ی پنجره ها باز هوایی تازه!!!
و فُتُوَّت بیدار
این هوا منتظر آن "ناجی" است ..
پ ن : خاطره باز .. یعنی .. "دنده خلاص" ...
پ ن : بی آب و دانه .. بی دیدن و شنیدن !
پ ن : اوکراین! من رو یادِ ایرانِ زمان جنگ جهانی دوم می اندازه ... روسها از شمال .. آمریکا و انگلیس از جنوب! دولتِ بی عزت نفسِ وطن فروشِ غرب زده! ... "واضحه اگه چشمهایی بخوان که ببیند" !!
پ ن : نظام مهندسی : گرگ دره .. .صد رحمت به مراد بیک و حسام بیک ..! "کاش مرصاد کمکم کنه تا بنیه ای دره رو گِل بمالیم .."
پ ن : خسته و تنهام. این ظلم بزرگیه به من .. حق من این بُعد نبود!
پ ن : (ادامه پ ن قبلی): خدا کلا دوست نداره که آدمی یه چیزی رو زیادی دوست داشته باشه! این خیلی سنت جالبیه ها ... یک عالمه مثال براش دارم ولی خدا بَری از مثاله ... وای خدا دوستت دارم .. ضعف از منه میدونم! کاش بتونم "اونطوری" باشم که خداجونم تو خشنود باشی.
پ ن : نماز .. با مٌهر ِ کربلائی .. پُر از پی نوشتهای اساسی ..
پ ن : تو میدانی هوایِ یادِ مشهد ... شهیدی را برای تو دلم تنگ
پ ن : هیچ کس برای همیشه زنده نیست
پ ن : سید جمال الدین اسد آبادی: اسلام دیدم مسلمان ندیدم! .. مسلمان دیدم اسلام ندیدم! خوبه نظام آموزش پرورش کشورم حیا کنه ... و رها کنه این سیستم ِ داغون رو .. و .. فکر کردن رو به جای کپی پیست کردن افکار نهادینه کنه .. آحاد یاد بگیرند آنقدر قرآن رو بخونند تا بتونن خودشون تحلیل کنند و خداوند خودش توی قران فرموده هرکسی را به اندازه ظرفیتش عقوبت می کنه! یه زمانی همه بی سواد بودند ... حالا همه سواد دارند و مسئولند بخاطر پیروی های کورکورانه ... دقیقا اونایی که به شعار "ازادی حجاب" و "تسلیم آمریکا" شدن رای دادن .. حق ندارند طلبکار باشند که چرا وضع شده "جهنم روحانی" که هیچ! بدهکارند به همه ی اونها که به این بی تدبیری و بی امیدی رای ندادند... خلاص.
پ ن : میدونم! اونقدری دوس داشته نمیشم که لایقشم...
پ ن : لبه های علم .. دشمنِ چندم!! غرق نگاهِ مردم ... دشمنِ چندم!!
پ ن : کربلا منتظر ماست .. بیا تا برویم ..
پ ن : 1402 ... یا 1404 ... سال سقوط ... سال فرار .. سال گریز و انتظار .. "صهیونیست" آماده باش.. "سلیمانی" یک سردار بود ... اما .. "تفکر و ایدئولوژی و بشارتش" یک ارتش!
پ ن : مشکل اصلی اینجاست: همه دنبال وسیله اند برای اینکه برسند به اهدافشون... فقط همین!
پ ن : چهارشنبه سوری آخه چیه!!! این چه رویکردیه با دولت برای جمع کردن این افتضاح ِ رسمی!!! چاقو دست بچه 2 ساله باشه بخای بگیریش باید یه چیز جاش بدی دستش .. خب " چهارشنبه بوسی" رو بدین دست بچه ها ... بخدا حله ... دیگه خطر که نداره هیچ! یه چیزایی داره نگفتنی .. نپرسیدنی ...
پ ن : محبت کردن .. بلدی میخواد ... همونقدر هم "محبت دیدن" هم بلدی میخواد ... وای یاد کتاب "وضعیت آخر" می افتم... توی این باینری به قوه ی 2 ... چهار حالت بوجود میاد که فقط و فقط وضعیت آخر درسته .. وضعیتی که (بلدی-بلدی) باشی ...
پ ن : آخرین تیرِ در چله ...