فقط خدا لایق "قید" تنهایی است ...
خاطره باز ۱۳۹۷/۰۵/۳۰ 21:39تورا نمیدانم
اما دلم سیر روشن است
به همه ی فرداها که می آیند ... و این اطمینان احساس بسیار خوبیست...
و لبخندها
و شنیدن موسیقی ها... ترانه ها ... تماشاها...
آری
دلم روشن است
حتی به هر بغضی که شکسته شود خواهی خندید
و قدم خاهی زد
تمام خیابانهایی را که دوست داری...
در واقعی ترین ثانیه ها
و زیباتر..
که خدا هر صبح از آن نفسی که در مسیح می دمید...
در من و تو هم می دمد
و او فقط لایق قید "تنها" بودنست...
و هیچکس بجز او تنها نیست
اما خب
باز دلم روشن است
عمر ادامه دارد
و هیچوقت کارها تمام نمی شوند
و انتظارها پایان نمی یابند...
پ ن : هر سال میگیم دریغ از پارسال؟؟؟؟ نه من نمی گویم!!! دلم میخاهد صد ساله شوم.. عمر را طی کردن دوست دارم... دلم میخاهد پیییر شوم... به پیری برسم... دلم زندگی را هرچه طولانی تر میخاهد... این بزرگترین موهبت الهی است که به من داده.. زندگی کردن.. چرا کوتاه؟؟ چرا؟؟؟؟ من بلند میخاهمش... هرچه بلندتر... سالمتر... وای خدای من ... به من عمر به کمال بده... و لیاقت ستایش کردنت را ... در همه ی عمر
پ ن : من هرگز هیچ شمع تولدی را فوت نکرده ام!!
پ ن : دنیا .. ارزش خیلی کارها رو نداره ... خصوصا کارهایی که به "پول" ختم میشند... دنیا فقط می ارزه که "عشق" بورزی ... "عشق" بچشی... همین!!
پ ن : هیچ کس مرا آنقدر که لیاقتم بود.. دوست نداشت...
