پریشان

منی گر بوسه باران تو بودن !!

من گلوله ام...

خاطره باز ۱۳۹۶/۱۲/۲۰ 0:33
 

هیچ قایقی نمیداند
چگونه و چقدر به آغوش آب کشیده شده
یا گرداب که برهنه اش کرده
راستی...
او .. آب بوده یا گرداب؟؟؟
گلوله ها بی رحمند... ولی راستگو...
همین.

 

 

پ ن : رخش من کجایی؟؟ سفر باید کنیم... یک کسی منتظر ماست... شاید...

هِی روزگار...

خاطره باز ۱۳۹۶/۱۲/۱۸ 23:5

چی میخواستم؟؟
یک سبد احساس
یک بغل لبخند
چی نصیبم شد؟؟
یک سبد واژه...
یک بغل تنهائی...


پ ن: من را بنویس!! باز هم ... باز هم .. باز هم ...

انتگرال

خاطره باز ۱۳۹۶/۱۲/۱۶ 12:25
بوی عشق
بوی باران
بوی خاک...

همه از تو مشتق میشوند....
کاش میشد بو ها را انتگرال گرفت...

 

 

 

پ ن: هیچ میدانی انتگرال بوهایت چه میشوند؟

پ ن: دلم یک عالمه خواب میخواهد.. .  در آغوشت... 

آرسن "بله" ... آرسنال "نه"..

خاطره باز ۱۳۹۶/۱۲/۱۲ 19:40
 

من طرفدار آرسنال نیستم.. اما طرفدار آرسن هستم!!!

 

 

 

آرسن عزیز،

نمی دانم به چه زبانی از آن چه انجام دادی سپاسگزاری کنم. نمی دانم چگونه و با چه واژه هایی آن چه به ارمغان آوردی را توصیف کنم. حالا همه از رفتنت حرف می زنند، از رفتن "پروفسور". نمی توانم آیا کلمات می توانند بدرستی آن چه طی بیست و یک سال حضور در آرسنال انجام دادی را توصیف کنند یا نه، ولی یادمان نمی رود چه ها کردی و چه ها برجای گذاشتی، هرگز، هیچ وقت...

آرسن عزیز وقتی وارد شدی همه پوزخند زدند و شانه های شان را بالا انداختند، ولی با خونسردی فرانسوی ات اهمیتی ندادی و راه خودت را رفتی، رفتی و آرسنال را به پرواز درآوردی و همه شان را مات کردی...

 

 

 

آرسن عزیز ممنون که با ورودت به رقابت جانانه ای با آلکس فرگوسن پرداختی و منچستریونایتد دسترسی ناپذیر را به تکاپو انداختی و عرق شان را درآوردی...

ممنون که سه قهرمان لیگ برتر را برای آرسنال به ارمغان آوردی...

ممنون که هفت بار جام حذفی را فتح کردی...

ممنون که هفت بار جام خیریه را بالا بردی...

ممنون که طی دو فصل آرسنال را هم قهرمان لیگ کردی و هم قهرمان جام حذفی...

ممنون که فصل "تسخیرناپذیرها" 004-2003 را برجای گذاشتی که تصور نمی کنم هیچ مربی دیگری بتواند چنان رکوردی را در لیگ برتر بر جای بگذارد...

ممنون که یک بار قهرمانی لیگ را در وایت هارت لین برابر طرفداران خشمگین تاتنهام بدست آوردی...

ممنون که یک بار هم قهرمانی را در اولدترافورد مقابل طرفداران عزا گرفته منچستر یونایتد رقم زدی...

ممنون که تیری آنری را شکوفا کردی، یکی از دل انگیزترین مهاجمینی که می شناسیم را، بهترین گلزن تاریخ باشگاه را...

ممنون که پاتریک ویرا را به اوج رساندی، یکی از بهترین مردان میانی دوران را که نقش هافبک خلاق جنگنده را بازتعریف کرد...

ممنون که به دنیس برکمپ فرصت دادی به غنایی برسد خیال انگیز...

ممنون سول کمپل را از تاتنهام به آرسنال آوردی و آه طرفداران تاتنهام را درآوری...

ممنون که با چشمان تیزبینت جوان های گمنامی را خریدی و از آنها بهترین بهترین ها را ساختی. چه کسی جز تو می توانست استعداد روبر پیرس را کشف کند؟...

ممنون که نیکلاس آنلکا را با نیم میلیون خریدی و با 23 میلیون به رئال مادرید فروختی، فن پرسی را با 5/2 میلیون خریدی و با 24 میلیون به منچستریونایتد فروختی، کولو توره را با 150 هزار پوند خریدی و با 16 میلیون به منچسترسیتی فروختی، سسک فابرگاس را با نیم میلیون خریدی و با 35 میلیون به بارسلونا فروختی...

 

 

 

 

ممنون که استادیوم امارات را بر جای گذاشتی، هیچ مربی در هیچ جای دنیا با برنامه ریزی مالی اش نمی توانست زمینه برپایی یک ورزشگاه جدید برای باشگاهش را مهیا کند و احتمالا بعدها هم چنین مربی رو نخواهد شد...

ممنون که سیاهه ای از بهترین بازی هایی که در میدان فوتبال دیده ایم را نشان مان دادی...

ممنون که آرسنال را در زمین بزرگان پیروزی کردی، در زمین رئال مادرید، بایرن مونیخ، اینتر، میلان، یووه و خیلی های دیگر...

ممنون که آرسنال را در همه زمین های حریفان بریتانیایی اش پیروز کردی...

ممنون که رکورد جدیدی در بسته ماندن دروازه در لیگ قهرمانان 2006 برجای گذاشتی...

ممنون که بارها به پیشنهادات وسوسه کننده نه گفتی. می دانستیم می توانستی بروی، ولی نرفتی، نرفتی و به رئال گفتی "نه"...

آرسن عزیز ممنون برای خیلی چیزهای دیگر، ولی حیف که زمان به سرعت سپری شده و رسیده ای به آستانه هفتاد سالگی، حیف که باید وداع کنی، حیف که فوتبال مثل خود زندگی بیرحم است، خیلی زیاد...

یادمان نمی رود چه ها کردی و چه ها برجای گذاشتی، هرگز، هیچ وقت...

یکی از هزاران طرفدارت (من هم مثل حمیدر ضا صدر)...
آن طرفداران آرسنال که رفتن تورا میخواهند... "لایق" تو نیستند.... کاش مربی "دورتمندِ من" شوی.. آنجا همه عاشقت می شوند...

 

 

پ ن : کسی "وِنگِر بال" یادشه؟؟؟؟

پ ن : لعنت به بارسولنا... توی فینالی که ارسنال رو زد... اونم وقتی که چلسی رو با ناداوری حذف کرده بود... کی یادشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

انتهای بی انتهایی ...

خاطره باز ۱۳۹۶/۱۲/۱۲ 19:14
 

 

من از پارسالها گذشته ام ...
هیچ برایم ساده نبود... خنده دار هم نبود...
اما قسم میخورم "عادی" تر از هر عادی دیگه ای بود...
پسِ هر فصل... پاییز.. زمستان...
آنچه از من "فدا" گردید...
"عمر من" بود ...
من جشن نمی گیرم!!
عید مرا به آغوش می کشد... اما ...
من .. "خودم" هستم...
با کمی اختلاف...
موهای سپیدم... بیشتر شده اند...


پ ن : خیابانها همه اشتباهی اند... وقتی هیچکدام نمی توانند مرا به تو برسانند... شاید .. مهندسهایشان... هرگز عاشق نبوده اند... شایدم هم بچه هایی "روحانی" بوده اند ...

پ ن : عشق کافی نیست ...
پ ن : لایف ایز اِ ری اِل فایگت ...
پ ن : پرنده ای اسیر ... آنسو "حیرانِ" میله های قفسی تمیز ...
پ ن : من کاش زاده ی "زیگنال آیدونا پارک" بودم... کاش ...
پ ن : "من" .. کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هیچ معلومه//؟؟؟

 

 

پ ن : رینگ .. یاتاقان .. ثابت و متحرکش !! واشر سرسیلندر.. واشر در قالپاق ... دیسک .. صفحه کلاچ ... کاسه نمد انتهای میلنگ ... سوپاپ.. ... ... ... ... آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه ... زندگی ... به من نخند... بیا کمی بامن .. باهم... بخندیم!!! بی انصاف اینم شد تقدیر؟؟؟؟ قرن بیست و یکمه مثلا !!! اااَه به این شانس... آخه "حاج آقا صادقی" یه امضا میخای بزنی "شیییییییییییییش" ماه وقت نکردی؟؟؟؟ واقعا که ...

پ ن : هیچ کس برای همیشه زنده نیست !

پ ن : "زیگنال آیدونا پارک" ... منتظر ماست.... بیا تا برویم ...

پ ن : ساق دستهام درد می کنه

پ ن : کاش یه نا داوری قرن پیش بیاد توی "نیو کمپ" ... به شکلی که دلم خنک بشه...  همین.

 

ارشد تمام.

اولین جشنی که به چشم از پیش چشم گذشت... ارشد تمام.

زندگی روی خوش هم داره؟؟؟؟

اما

عمر دلخوشی های من کم است!!!!

همین.

 

 

 

پ ن : جاتو خالی کردم.

پ ن : عشق کافی نیست.

پ ن : دکتری...

بیوگرافی
خاطره باز

همین
.
آخرین نوشته‌ها
آرشیو موضوعی
برچسب‌ها
نوشته‌های پیشین
پیوندهای روزانه
دوستان