الانه فرهنگ ما ایرانیه شده آش شلم شوربای سه گانه ای از موارد ذیل هست که همه ی ما ایرانی ها قدر السهمی از اون رو داریم فقط به نسبه یکیش شاید بیشتر باشه و "تعادل" قید گمشده ای هست:
1- ایرانی باستانی : که اطلاعات کمی ازش در دسترس هست و به نظر آدمایی که قدر کفایت از نظام سلطه و دشمنی غرب با ایران آگاهی دارند سمت رویاهای ایرانی باستانی کشیده میشن... اسم بچه هاشون ، رفتاراشون، اسطوره هاشون، افتخاراتشون کاملا نشون دهنده این موضوع هست... اینها کمتر دنبال برهنگی جامعه هستند و بیشتر دنبال نظم و انضباط و عدالت های "آرمانی"
2- مثلا اسلامی: کیه که ندونه که این اسلامی که توی ایران هست نه اون اسلامیه که حضرت محمد (ص) و امامان معصومین (علیهما سلام) ارائه دادند؟؟؟ همه میدونیم و واقفیم. اما خب بعضی به قول ما "بیسوادا" ... فکر میکنن از قرآن و سیره بیشتر می فهمند و دست توی قواعد احکام می برند. اونها و طرفدارهاشون چشم بسته فقط اسلام اسلام میکنند تا جائی که به نفعشون باشه به محض اینکه ببینن سختشونه یه "تبصره" میارند و یه "عقد نامه تحمیلی" و یه "عقود اسلامی شرعی" و ... می بندند به نافش و خلاص ... پیروان این مکتب که عموما با رتبه های بالای صد هزار دانشگاههای پولی مدرک گرفتند و به لطف همین تبصره ها که مهم نیست از کجا مدرک گرفتی مهمه که بابات کجا دستش بنده الان شده "خط مشی گذار" و کاری میکنند که جوونامون اسلام ستیز میشن ... یعنی یه چیزی بدتر از اسلام گریز ... اینها رو امام خمینی (ره) علیه بهشون میگفت "منافق" واضحه که اگه زندگی ابوبکر و عمر رو در زمان زندگی حضرت محمد (ص) و بعد از به خلافت رسیدنشون بخونین به خوبی میتونین به این ادعا صحه بزارین. اما بعد. این قشر افراد رو من اسمشون رو میزارم "آخوندیسم" و زاویه دار بودنشون با مفاهیم قرانی و اسلامی بر کسی پوشیده نیست.
3- غربزده ها : صب تا شب پای ماهواره و فضای مجازی نشین ها! از آزادی غربی فقط "برهنگی" آموخته و نه "پشتکار و تلاش و تولید" .. بچه های مصرفی بار آمده ی کشورم اینطوری اند. بیشترشون از عمق دل حتی به غرب هم اعتقاد ندارند ولی شدت اسلام ستیز شدنشون باعث میشه سمت اونجا کشیده بشن اون تحت فشار شدید و حداکثری رسانه ی سلطه انتخاب دیگه ای براش نمی مونه! این قشر آدمای کشورم بدون ایدئولوژی واضحی هستند که حاضر نیستند تلاشی کنند. فقط میگن: آقا یه طوری بشه "من" راحت باشم هر غلطی دلم خواست بکنم نون و آب هم دولت وظیفشه بهم بده!!! به خودش نمیشه وظیفه توئه نوعی چیه؟؟؟؟
نتیجه گیری: (به زعم نویسنده)
خب به نظر من که این سه معیار در فرهنگ عمومی کشور من کشش های اصلی هستند (فرعی ها جای خود که به حساب نمی آن) و آدمایی که توی این ورطه به یکی از این جهات کشیده میشند هرگز روی خوشبختی و رضایت رو نخواهند چشید چون میل به هر کدوم باعث کوبیدن اون یکی میشه و خروج از تعادل هرگز آرامش نمیاره ... این قماش آدما از اونهایی هستند که اگه ته ته ته ته دلشونو در آری ازش بپرسی اگه تو وزیر بشی چیکار میکنی میگه: اختلاص میکنم میرم!!! من بارها امتحان کردم .. دلی برای تپاندن ندارند.. خلاص.
اما:
اون دسته از آدما که
از ایرانی باستانی شرافت و غیرت و میهن پرستی رو در خون دادن و خاک ندادن بفهمند
از اسلامی ایثار و جهاد و سادگی و بندگی مخلصانه برای فقط "رضایت" خدا رو بفهمند
از پیشرفتگی دانش غرب پشتکار و تمرکز و تولید و تعهد رو بفهمند
هرگز هرگز هرگز به ورطه ی دیدگاه "مالکیتی" و "مصرفی و تن پروری" نمی رسند که هیچ بلکه این براشون میشه یه درد درونی که ازش دوری کنند نه که زمین و زمان رو بهم بریزند که بهش برسند. این آدما به تعادل می رسند... اونوقت .. مهنشونو دوس دارند اونقدر که براش خون میدند (مثل سربازهای کوروش ، سربازهای کریم خان زند، سربازهای تبریز ، سربازهای انقلاب 57، سربازهای جنگ تحمیلی) که خون دادند ولی خاک نداند ... و آدمای ساده و ایثارگر و خداجوئی میشند برای همین دنبال اشرافی گری نمی رند و ساده زندگی میکنند در حد آبرو به دوستان برادران کمک میکنند شغل تولید میکنند و احساس مسئولیت اجتماعی می کنند ... اونم برای رضای خدا و چیزای دیگه ... و قطعا از غرب بجای برهنگی و برجام ... صنعت و تکنولوژی رو می خواهند اونم با پشت کار و عزم راسخ و تمرکز واقعی و نگرششون به اصلاحات همانا افزایش تولید سرانه ی ملی خواهد بود و نه واردات بیشتر!!! خیلی واضحه خیلی ... کسی که "ایرانی اسلامی دانشمندی" باشه ... قطعا با شرافت و غیرت و سادگی و بندگی خدا تمرکز و تلاش و پشتکارش رو در مسیر تعالی جامعه به کار میگیره ... خیلی واضحه ...
پ ن : خاطره باز .. یعنی ... "مثلث تعادل" داشته باشی .. تا بتونی "خاطره بازی" کنی
پ ن : هع ! اوشگولا فکر کردن با ترقه بازی میتونن انقلاب کنند.. اینقدر "نادان" هستند که نمیدونن انقلاب 57 نتیجه حداقل 15 سال تلاش ایدئولوژیک یک نهضت به رهبری امام خمینی (ره) که وقتی میگن انفجار نور مقصود "تعالی روح های روشن روان آن انسانهای به مثلث تعادل رسیده بوده" ... خیلی واضحه .. خیلی واضحه ...
پ ن : اعتراف می کنم: همش تقصیر اون بی کفایت هاست. و هشدار میدم: با ترقه بازی نه تنها به جائی نمی رسید بلکه فقط "دشمن شاد کن" خواهید بود. بهتره اندیشه کنید یا اندیشیدن رو به مثلث تعادل رسیده ها بسپارید و سربازی کنید... "سربازی" ازتون بر میاد؟؟ فکر نکنم!!!
پ ن : تنها راه نجات گونه ی بشر : "اشاعه فرهنگ ایثار و جهاد و سادگیه" اونم تنها در معیت فرهنگ "خداجوئی" و نه هیچ چیز دیگه ... هیچ چیزی... مطلقا هیچی ... بخصوص "فرهنگ مالکیتی" که قطعا یه فرهنگ شیطانی هست.