پریشان

منی گر بوسه باران تو بودن !!

Mbb Bbsb

خاطره باز ۱۴۰۱/۰۴/۱۲ 22:43

 

منم بآید برم ... بآید برم .. "سَرَم" بره ...

فصل اول - اثر مرکب - دور دوم

خاطره باز ۱۴۰۱/۰۴/۰۶ 11:53

14010322

اثر مرکب – فصل اول – دور اول عملیاتی

"پیشآهنگ"

ص 9 : همین "اکنون" وقت تحول است ... فردا دیر است ... خیلی دیر  .. چون "موفقیت در زندگی، همانا شنا کردن در دریای همین "اکنون" است. اسکاول شین در کتاب 4 اثر: جمله تاکیدی: "اینک الحال وقت تحول من است". ایرانیِ باستان: "نا برده رنج گنج میسرنمی شود / مزد آن گرفت جانِ برادر که کار کرد".

ص 11 : "معجزه" از اراده ی ما شکل می گیرد و کلید تحول در دست خودِ انسان است: «ان اله لا یغیّر ما بقوم حتی یغیّروا ما بانفسهم» (قرآن مجید/ سوره مبارکه الرعد-آیه 11) "موفقیت" فرایندی طولانی است که ایجاد تغییرات و استمرار تلاش های کوچک در فرد به دست می آید. من فکر میکنم "استمرار تلاشهای کوچک" همانا تجلی "اراده" واقعی انسانهاست. همانکه خداوند فرمود "یغیروا ما بانفسهم".

ص 21 : جک کنفیلد، نویسنده کتاب اصول موفقیت (چگونه از جایگاه فعلی خود به جایگاه دلخواه تان برسید) در باره کتاب اثر مرکب : فرمولی کلیدی برای داشتن یک زندگی فوق العاده، این کتاب را بخوانید و از آن این است که به آن عمل کنید.

ص 27 : می توانید عمرتان را صرف تجربه کردن تجربه های دیگران کنید تا بفهمید چگونه موفق بشوید و می توانید اصول موفقیت تجربه را با جدیت و اراده ای عملیاتی به کار گیرید و "موفقیت" را کسب کنید. انتخاب با خود شماست. (انسانِ مُختار) / زندگی شما نتیجه خالصِ قدمهایی است که بر میدارید .. "مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد" معنی ای نهفته دارد ... آنکه اراده اش را تجلی می دهد قدمهای بسیاری جلوتر خواهد بود از آنکه فقط اراده اش را در واژه ها و جملات مودبانه بروز می دهد....

ص 33 : باید "کنترل" زندگی مان را به دست بگیریم. هر آینه کسی که خود را در جامعه رها کند هر چیزی خواهد شد بجز "انسان موفق".

ص 34 : موفقیت به شانس ربط ندارد. موفقیت واقعا یک علم است... و علم همان "آگاهی" هایی است که آدمی را برای موقعیت های مناسب "آماده" می کند. (هر چه بکارید همان را درو می کنید)

ص 37 (مقدمه) : هیچ فرمول مخفی، نوشداروی سحر آمیز یا راه حل سریعی برای موفقت وجود ندارد. هیچ کسی با روزی دوساعت گذراندن در فضای مجازی، به درآمد چند ده میلیونی نمی رسد و کاهش وزن 15 کیلوئی در یک هفته رخ نمی دهد، نگهداری از یک رابطه با ارائه فقط یک هدیه یا فقط یک جمله محبت آمیز میسر نمی شود، نویسنده خیلی رک و صریح و حتی تهاجمی هشدار می دهد: کسب موفقیت "سخت" است این یک "فرایند" پر زحمت ، ملال آور و بیشتر وقتها خسته کننده است... مشخصا تقریبا همه ی آنها که گوشی پیشرفته و اینترنت پرسرعت دارند... در امارت های مجللی از موفقیت سکونت ندارند و تنها انگشت شماری هستند که "روی صندلی های موفقیت" تکیه زده اند... آن انگشت شمار ها قطعا "قدمها و انتخابهایشان" بر اراده های عملیاتی استوار بوده است.

فصل اول : اثر مرکب در عمل

ص 43 : آنکه آهسته و پیوسته برود "برنده" می شود... "عادت های خوب را در خود پرورش دادن و به آنها با پایداری و استمرار عمل کردن کلید نهایی و  عامل اصلی موفقیت است".

ص 45 : اگر "مانعِ" موفقیت شما برای رسیدن به اهدافتان بزرگتر و قوی تر از "آنی" هست که بتوانید.... پس باید با سه یا چهار برابر تلاش و کوشش مضاعف و "صبر مرکب" در زمان مناسب از آن مانع گذر کنید...

ص 46 : با همرنگ جماعت بود، هیچ "موفقیت بزرگی" به دست نمی آید. غیر معمول باش اما پایا بر محور برنامه ای دقیق و آگاهانه تا دارای احساسی "فوق العاده" باشی... و نه "معمولی" !!!

ص 47 : وقتی "لذتِ اثر مرکب را روزانه هایت بچشی" حتی اگر بخواهی و زوووووووور بزنی دیگر نمیتوانی از آن لذت چشم بپوشانی ... "لذت موفقیت" ... فقط از "دونه ای – بی دریغ" کمتره ... و از هرچیزی بالاتر .... "اثر مرکب" راهِ بدست آوردن پاداشها و موفقیت های بزرگ با تلاشها و انتخابهای کوچک ولی مستمر و درست و هوشمندانه است...

ص 48 : "سیصد میلیون تومان" در تقابل با "یک تومان که هر روز دو برابر می شود(البته با تلاشِ آگاهانه و کوچک و مستمر)" کدام بهتر است؟

کدام بهتر است؟

روزشمار

مبلغ (یک تومان که هر روز با تلاش کوچک  و مستمر دو برابر می شود)

سرمایه راکد (تومان)

1

1 - معادل ده ریال

300,000,000

2

2

300,000,000

3

4

300,000,000

4

8

300,000,000

5

16

300,000,000

6

32

300,000,000

7

64

300,000,000

8

128

300,000,000

9

256

300,000,000

10

512

300,000,000

11

1,024

300,000,000

12

2,048

300,000,000

13

4,096

300,000,000

14

8,192

300,000,000

15

16,384

300,000,000

16

32,768

300,000,000

17

65,536

300,000,000

18

131,072

300,000,000

19

262,144

300,000,000

20

524,288

300,000,000

21

1,048,576

300,000,000

22

2,097,152

300,000,000

23

4,194,304

300,000,000

24

8,388,608

300,000,000

25

16,777,216

300,000,000

26

33,554,432

300,000,000

27

67,108,864

300,000,000

28

134,217,728

300,000,000

29

268,435,456

300,000,000

30

536,870,912

300,000,000

31

1,073,741,824

300,000,000

تازه این فقط 31 روزه....

 

نکته ی حیرت انگیز: که تا روز بیست و نهم، همچنان انتخاب "راکد" جلوتره و فقط آونهایی که به قول فوتبالی ها تا دقیقه +90 تلاش رو رها نمی کنند به "موفقیت" می رسند...

 

ص 52 : اولی و دومی و سوم عینا شرایط شغلی و زندگی مشابه و برابری دارند. آنگاه:

  • اولی (تمام تلاشش را صرف نگه داشتن وضع موجود کرد – هیچ کار تازه ای هیچ برنامه ای هیچ تلاش بیشتری هیچ .. هیچ .. هیچ تغییری ... )
  • دومی (تمام تلاشش را صرف بیشتر لذت بردن از زندگی کردن – لذتهای تبلیغاتی – تلوزیون – شبکه های اجتماعی – خوردنی های لذیذ  و ... )
  • سومی (روزی 10 دقیقه کتاب + روزی 20 دقیقه پیاده روی + روزی 125 گرم کالری کمتر + 30 دقیقه گوش کردن کتاب صوتی > هر روز و مستمر)

بعد از شش ماه هنوز هم شبیه اند

بعد از یکسال ... هنوز هم تفاوتی محسوس نیست...

بعد از هجده ماه ... اولین شکوفه های تغییر به دقت نظری موشکافانه قابل روئیت است ...

بعد از فقط بیست و چهار ماه : تفاوت غیر قابل انکار است ..  "غیر قابل انکار":

  • اولی (کارما) همچنان وضع موجود را نگه داشته فقط (بیشتر گلایه می کند به زمین و زمان بد میگوید مثل حامد)
  • دومی (حسابی از خوردن خوابیدن خرج کردن لذت برده اما: اضافه وزن + کاهش شادابی درونی + حس بی معنایی از زندگی + حس عقب ماندگی و ...) (مثل ... خیلیای الان کافیه دور و برتو نگاه کنی)
  • سومی  حالا خوش هیکل شده ، درآمدش بیشتر شده ، مستقل شده ، لذت موفقیت رو چشیده که با هیچ چیزی قابل قیاس نیست  و ... (مثل همه ی اونها که بقیه بهشون حسادت می کنند)

آره : همش بستگی داره که هر روز "چه کارهایی رو تکرار می کنی؟؟؟؟ واقعا چه کارهایی؟؟!"

ص 56 : مشکل ترین قسمت "اثر مرکب" همانا آگاهی از این اصل است که موفقیت مجانی و راحت و باد آورده نیست... باید زمان پایید و مدت کافی ای استمرار و پشتکار در عمل داشت آنهم حول انتخابهای صحیح و هوشمندانه و همراستا با اهدافِ موفقیت

ص 60 : تنها راه رسیدن به موفقیت ، از طریق انجام پیوسته ی کارهای "معمولی" و "غیر جذاب" و "غیر مهیج" و "بعضی وقت ها هم نظم و ترتیب های سخت روزانه" است که در طول زمان "مرکب" شده اند. موفقیت "آنی" به دست نمی آید... بلکه در طولای دقایقی که "زندگی را زندگی کرده ای" بدست می آید....

گامهای عملی فصل اول:

  1. من هیچ بهانه ای ندارم که برای برنامه ها و اهدافم تلاش نکنم.
  2. (مثل سومی یکسری قدم های کوچک را برای انجام دادن لیست کنم)
  • کتاب (همچنان کتاب صوتی گوش بدم)
  • ورزش (هفته ای دو جلسه سالن برم ورزش کنم)
  • کار عملیاتی پروژه ها (در پروژه هام انرژی بیشتری بزارم و سعی کنم کارها رو تقسیم کنم و ناظر باشم)
  • درس (همچنان با انرژی و برنامه ریزی درسهام رو بخونم ... طبق برنامه)
  • خانواده (برای خانوادم وقت بزارم – این مهمه)
  • عشق (خاص و خیص و مخصوص و خالص و .... و ... و ... ) (عشق التماسی نیست، زوری هم نیست، خریدنی هم نیست... عشق فقط دونه ای – بی دریغ چشیدنیه ... غیر اون فقط "تجارتِ" همین)
  • زبان ام رو قویتر کنم. (اپلیکیشن 504 – هفته ای 4 روز حداقل یک درسش رو برم)
  • وبلاگم (همچنان روحم رو توی کوره ی داغش "لعاب" بدم)
  • سلامتی (برای سلامتی بیشتر باید برنامه ریزی کنم)(این از هدف باید تبدیل به تصمیم و تلاش بشه)
  1. کارهایی که باید حذفشون کنم:
  • به من دیگه ربطی نداره که چرا بعضیها نمی خوان "موفق" باشند. حیف از وقت. (حذف متا فیزیکی)
  • (چه سخته چیزی پیدا نمیکنم برای حذف کردن، یعنی اینقده الان "مفید فایده است تراکم دقایقم؟؟" باید بیشتر فکر کنم)
  • آها: عدم فکر کردن به نواقص قانونی و عملیاتی در فرایندهای نظامهای اداری و فقط و فقط "طی کردن مسیر به سمت هدف" با تمام توان
  1. خطر "از خود راضی بودن" : معلولِ فهرست موفقیتهای قبلی که اگر مراقبت نگردند:
  • "اعتبار شغلی" خصوصا توی پروژه ها (باید کارها رو ساماندهی قویتری کنم – هفته ای دو تا یکساعت وقت میزارم برای برنامه ریزی و یادداشت برنامه های هفته بندی شده)
  1. فصل اول تمام شد.

 

من:

  1. رویا میزنم ... همه ی دوست داشتن هایم را ... پر از "لعل و لعاب" ... آنگاه ...
  2. هدف می زنم ... رویاهایم را ... چون آدمی به رویا می پرورد در خیال اما به اهدافش دست خواهد آزیدن...
  3. تصمیم می زنم ... اهدافم را ... و تصمیم همان "برنامه ی مصمم" است ... آنگاه ...  
  4. کوشش میزنم ... تصمیم ِ مصمم را ... که "کار نیکو کردن از پر کردن است"...
  5. و پشتکاری ! ضِمان و تجلی "اراده" ی من است ...
  6. "موفقیت" برایم آغوش گشوده ... من باید با قدمهایی صحیح به سمتش حرکت کنم.

 

 

پ ن : خاطره باز ... یعنی ... "رویا که هدف که تصمیم که کوشش که پشتکار که موفقیت ...." حالا خاطره بازی کن...

پ ن : "خداجون" دوستت دارم و .. خیلی ممنونم که "عشق" رو آفریدی ...

پ ن : تو فقط "راضی" باش ... من برایت همه خاطره ها را می بازم ...

 

چهار اثر از فلورانس اسکاول شین

خاطره باز ۱۴۰۱/۰۴/۰۱ 12:36

 

آخرین خبر | دو خط کتاب/ اگر می‌خواهی قضاوت نشوی، اول خودت قضاوت نکن!

چهار اثر از فلورانس اسکاول شین

کتاب صوتی طولانی ای بود، هشت ساعت و چهل و شش دقیقه!  خورد وسط امتحانای پایانترم و مشکلات نظارت مهندسی و غیره و ذالک.... اما خب سر صبر گوشش کردم تا تموم شد. قبلا از این سبک، کتاب وجود متعالی انسان نوشته وین دایر رو خونده بودم. چندین سال پیش. برام یه محتوایی آشنا و تقریبا تکراری داشت. دوستانِ خوبی این کتاب رو معرفی کرده بودند و بخاطر اونها هم که شده دلم میخواست این کتاب رو حتما توی لیستم داشته باشم. دوستان عزیزی هم از اون به اسم کتاب زرد یاد کرده بودند... ولی اخلاق من اینه: باید خودم بِچِشَم....  دیگه گوشش کردم. کتاب انگیزشی البته بر محور قوای "ماوراء الطبیعه" به زعم نویسنده (یا مترجم) بود که البته نظر من اینه که نگرشی "خداقوا محور" داره. اینکه هر موضوعی رو از قوای مطلق قادر متعال طلب کنیم آنهم به بوسیله ابزار خدادادی ِ "زبان" و "اراده و اقدام" برای من من حیث المجموع جذاب بود. پیش از این قدرت ِ باورسازی را در برنامه ریزی های زندگیم دیده بودم. اما اینچنین مدون و یکپارچه گویاه و نمایان برایم تداعی نشده بود. تکرارِ مکرر و اصرار زیاد نویسنده بر مثالهای سطحی برایم تا حدی کسالت آور بود اما به قول استاد ِ دانشمند، دکتر ع.ن.پ : تکرار در نماز اگر خوب است .. تکرار در تسبیح و ذکر اگر موثر است .. تکرار و تمرین اگر کارگر است ... پس تکرار و اصرار این مطلب نیز شایسته است. یاد ضرب المثل: "کار نیکو کردن از پُر کردن است" می افتم. باری این کتاب در خصوص "اثر جمله های تاکیدی" ، "اقدام موثر" و مهمتر از همه "توکل و اتکاء به خداوند که قادر مطلق است" برایم بسیار آموزنده بود. قطعا این کتاب برای "منی" که به قرآن معتقد و به معجزه ایمان و به "کن فیکونِ" خدا یقین دارم، نمیتوانم نگرش "زردمآبانه ای" به محتوای کتاب داشته باشم. کما اینکه سالهاست "امید" برای من پله پله تا ملاقات خداست.... و به نظرم مفهوم واژه ی "امید" خلاصه و چکیده ی تماااااااااااااااااااااام "چهار اثر از فلوانس اسکاول شین" است.

 

 

پ ن : خاطره باز .. یعنی ... زندگی در غرقِ معنایِ "امیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید..."

پ ن : حسابدار ها انسانهای دقیقی هستند اما "حسابکِش" ها هرگز روی آرامش نخواهند دید... چون حتی اگر به ایشان محبت بی دریغ کنی پیش خودشان می گویند: "چرا بی حساب؟؟؟؟" و قدر نمی فهمند.... "حسابکِش... چه قافیه ای دارد .. با ... چاقو کش" ...

پ ن : شاهنامه فردوسی را از سر شروع کردم. این رسم دیرین من است... هرگاه اگر نشد .. اَد اَز سَر ... "امید"...

پ ن : حالا مونده "دینامیک" ... غول آخر... آخ .. یادِ "عباس دینامیت" افتادم....

پ ن : دلم "نوشتن" می خواد ...  

 

 

 

بیوگرافی
خاطره باز

همین
.
آخرین نوشته‌ها
آرشیو موضوعی
برچسب‌ها
نوشته‌های پیشین
پیوندهای روزانه
دوستان