تنهائی
خاطره باز ۱۴۰۰/۰۷/۳۰ 18:40
هیچکس تنهائی ام را حس نکرد ...
پ ن : خاطره باز .. یعنی .. هرگز قدری که لایقشی .. شناخته نشی !
هیچکس تنهائی ام را حس نکرد ...
پ ن : خاطره باز .. یعنی .. هرگز قدری که لایقشی .. شناخته نشی !
صید بوده ای یا صیاد؟
چنین ربوده ای روشنائی هارا ...
پ ن : خاطره باز .. یعنی بدانی که "فرصت داشتن خاطرهایی را باخته ای ... که تقصیر تو نیست"
پ ن : حالا جاده ویندن را اونقدر خسته انگار کن که هیچ تشنه ای آنقدر ندویده!! فکر کن داشته هایی را با وقاحت لگد زده ای ... پرچمت بالا .. اما چه پرچمی؟!!!!!!!
در پنج ۲۴ ساعت گذشته ...
۲۳ ساعتشو سر کار بودم!
توی سه تا کار ... به قدر سه برابر زندگی کردن ...
با اون همه بَد حالیه ملیح
مثل تلخی اسپرسو
آه
کاش میشد
کسی سه برابر عشق ورزیدن را ... بلد باشد ...
بفهمد...
پ ن : خاطره باز .... یعنی ... لازم نباشه ثابت کنی!