دردِ دل
خاطره باز ۱۳۹۸/۰۸/۲۵ 18:0پشت ماشینه نوشته بود :
تو همدردی .... یا .... تو هم ... "دردی" ؟؟؟؟
مچکریم روحانی
ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺯﻡ ﺑﻪ ﻗﻀﺎ ﺭﻓﺖ..!
ﺩﺭﻣﻦ ﻏﺰﻟﯽ ﺩﺭﺩ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺳﺮ ﺯﺍ ﺭﻓﺖ!!
ﺳﺠﺎﺩﻩ ﮔﺸﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻧﻢ ﻏﺰﻟﻢ ﺭﺍ
ﺳﻤﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﯾﯽ، ﻋﻘﺮﺑﻪ ﯼ ﻗﺒﻠﻪ ﻧﻤﺎ ﺭﻓﺖ..
ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﻏﺰﻝ ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ، ﺩﺍﺩ
ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺁﻥ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﭼﻪ ﺻﺪﺍ ﺭﻓﺖ..!
ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺯﺩﻡ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﯾﮑﯽ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﮔﻔﺖ
ﺍﯾﻦ ﻭﻗﺖ ﺷﺐ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﮐﺠﺎ ﺭﻓﺖ؟!!
ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺯﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ
ﻣﻦ ﺳﻤﺖ ﺷﻤﺎ ﺁﻣﺪﻡ ﺍﻭ ﺳﻤﺖ ﺧﺪﺍ ﺭﻓﺖ...
ﺑﺎ ﺷﺎﻧﻪ ﺷﺒﯽ ﺭﺍﻫﯽِ ﺯﻟﻔﺖ ﺷﺪﻡ ﺍﻣﺎ
ﻣﻦ ﮔﻢ ﺷﺪﻡ ﻭﺷﺎﻧﻪ ﭘﯽِ ﮐﺸﻒ ﻃﻼ ﺭﻓﺖ..
ﺩﺭ ﻣﺤﻔﻞ ﺷﻌﺮ ﺁﻣﺪﻡ ﻭ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ
ﻧﺎﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﭼﺮﺍ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻧﺎﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﭼﺮﺍ ﺭﻓﺖ...؟
ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﮑﻮﺷﺪ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﺍﺕ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ
ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻣﺶ ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﻭﺩﺵ ﺑﻪ ﻫﻮﺍ ﺭﻓﺖ....
شعر غمگینیه... ولی به دل میشینه ...
پ ن : ماه .. این شبها چقدر پُر نور شده ... برف آمده تهران و اینجا "الوده ترین" هوای ایران هم .. هوای تازه ای گرفته ...
پ ن : هنوزم لعنت به مخترع پول ... "این جیغ بنفش هم که بنزین رو کرد سه برابر " همه اونها که بنفش بودند به اونها که نابنفش بودند بدهکارند" خلاص .
پ ن : تا وقتی مردم یاد نگیرند به "مدیران واقعی" رای بدهند و نه "شعارای آبکی" وضع از این هم بدتر میشه ... ولی خداوکیلی هر شعاری داد عمل کردا ... یارانه رو گفت کاری می کنم به چشم نیاد... ایرانو گفت میده دم دست آمریکا ... دلار رو گفت توی مملکت کاری میکنه کسی بهش فکر نکنه ... بنزین رو گفت به عادلانه ترین حالت ممکن بین خودمون تقسیم می کنیم ... خوزستان رو گفت "هوا" که پاکه .. چه منتش به خاکه ... دیگه چیا گفت؟؟؟؟؟؟؟؟ آها راسی هنوز کلیدش پیدا شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پ ن : قیمت زندگی = قیمت خون "خلاص"
پ ن : دِ لامصب بلد نیستی بزن کنار بزار یه چوپان سراغ دارم اون بیاد پُشت رُل ...
پ ن : ایران صفر بحرین یک ایران یک عراق دو کِی روش کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به تو پول نمیدادن ده برابرشو دادن این چاقاله ... هِرو از بر تشخیص نمیده مرتیکه بی کارنامه .. وقتی فدراسیونمون رنگی باشه همین میشه دیگه ... اه
پ ن : حیف که ایرانی ام وگرنه حتما ایرانی نبودم ! لازم نبود اینهمه حرص بخورم
پ ن : تقصیر ما چیه خداوکیلی .. . هر سازی که زدین که رقصیدیم .... بسه دیگه
پ ن : خدایا ... فَرَجی .................................................................................
پ ن : تقسیم عدالت در کشور ما مثل تقسیم بیت الماله زمان لعنت اله علیه معاویه
پ ن : خسته شدم بس که دلم دنبال یک بهونه گشت بس که ترانه خوندم و برگ زمونه بر نگشت ....
پ ن : "..." انتهای هر جمله ای خودش یه مثنوی معنویه برام.
پ ن : کاش عهد غار نشینی زندگی می کردیم. بعد میدونی جی میشد... اونا که پارتی دارند و لی عرضه ندارند همه خوراک پلنگ و گرگ میشدند.. چون دنیای گرگ و پلنگ ... پارتی سرش نمیشه .. خلاص !
پ ن : یه میرزا شیرازی میخایم .. "الله" "الله" ... که بیاد و بگه "بنزین حررررررررررررراااااااااااااااااااااااااامممممم" هرچند به لطف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی .. همه جووونامون دیگه از اسلام گریزی رد شدند .. اسلام ستیز شدند .. .حرام حلال سرشون نمیشه به خدا... (پ ن در پی در پی نوشت)
پ ن : لعنت به چراغ سرخ لعنت به چراغ سبز ...
پ ن : خدایا... فَرَجی ...