خب قدیس

کتابی 270 صفحه ای نوشته ی ابراهیم که همکاری جناب آقای زکی که خیلی با ادبه و دوسش دارم بهم داد و من امروز صبح شروع کردم خوندن و بعد ناهار تموم شد. وسطاشم کارامو انجام دادم.. یا نمیدونم شایدم وسطای کارام کتاب خوندم!!؟؟ خخخخ بگذریم .. دست مریزاد داره به نویسنده این کتاب.. دمش گرم. کاش میشد این کتاب رو به زور میشد به خورد بعضیا داد... مثلا .. اگه هرکی میشه یه کاره ای توی این مملکت مخصوصا روحانی و ظریف و رئیس "بوق" و ... این کتاب رو بخونند شاید فقط شاید... تاثیر بزاره.. حداقلش اینه " کدوم طرف بودن" خودشونو دیگه واضح و زلال می فهمند.
اما بعد
کتاب فوق العاده زیبایی بود. و از خوندنش هرگز پشیمون نمیشم و سخنان و نکته های بسیار زیاد داشت تا جایی که باعث میشه از خوندن "جنگ و صلح" که نصفه هاشم.. یه جورایی پشیمون بشم. یا به خودم لعن کنم که چا اصلا ابله رو خوندم!!! باید... با خودم... یه سری چیزا رو روشن کنم...
پ ن : اخه به چه دردی میخوره این سرفصلهای دبیرستان به بعد .. به خدا تا دکتری 30 درصدش هم به درد آینده نه فرد میخوره نه جامعه ... بهتره این کتابها .. این جور کتابها تدریس بشن تا دانش آموزها و دانشجو ها .. "آدم" بار بیان و فرهنگ اجتتماعی قوی ای داشته باشند... نه تخصص الکی و آبکی .. شک ندارم مسئولین نه تنها پاسخگو نیستند.. براشون مهم هم نیست ... اصلا تو یه وادیه دیگه اند.. وادی "کمیات" ... خدا اوندیای همه رو به خیر کنه. اول هم خودمو میگم.
پ ن : خستم.
پ ن : کتاب خوندن غذای روحه واقعا... خیلی غذای روحه ...
پ ن : کاش من یه کاره ای بودم.. یا .. هیچی ولش کن