پریشان

منی گر بوسه باران تو بودن !!

Image result for ‫جار عشق‬‎

به خدا.. اگه عشقت رو جااااااااااااااااااار زده بودی .... دیگه الان عشق نبود...
همین.




پ ن :
ای عمیق ترین درد
که از میان سینه ام میتپی مدام ....
اینچنین بلوا مکن
چیزی که بخاطرش جان سودا کرده ای ...
فانوس نیست!
سوختن قلب من است...

الماسین

خاطره باز ۱۳۹۷/۰۸/۲۸ 17:45
Image result for ‫عاشقانه شب‬‎

بریز عطر خیس و داغ مهربانی هایت را
قطره قطره از قندیل الماسین وجودت
روی تنِ سردِ تنهایِ وجودم

بگذار از میان آبشار سیاه شبِ آسمانت
خیره باشم به درخشدگی ماهیِ صورتت
مست شوم لایعقل شوم مجنون شوم

نوازش کن به نسیمی از امواج تنت
تمام سرزمین احساسم را
سخت لرزه بنداز لحظه های سکونم را

تو فقط یک سین نه از سفره ی هفت سینی
همه ی سین ها را فتح کن بر سر منِ میرا
لحظه هایم را خاطراتم را آرزوهایم را


پ ن : سهیل .. لب تشنه مثل خورشید ...

پ ن : هیچکس برای همیشه زنده نیست! حتی در افسانه ها هم قهرمانها می میرند... !!!

پ ن : خدایا مرا به هرچه که از تو میخواهم رسان!!

پ ن : میشود آیا تو "خدای" من باشی... تو را میگویم که خداوند هستی ات را به رُخ من کشیده... در آن آسمانهای بسیار خیلی دووووووووووووووووور .... نه حلال .. و نه حتی حلّال ... خوش بحال مسیح!! فقط همین.

پ ن : خدایا اما... به همه ی نعمتهایی که به من داده ای شکر... تمام.

پ ن : این دوران بنفش هم تمام می شود... خوش آن اثری که فهمیده می کند آحاد ...

 

سرانجام

خاطره باز ۱۳۹۷/۰۸/۲۳ 20:34
 

آری سرانجام...
در کشور من همه ی کارها انجام می شوند... اما به سرانجام نمی رسند..
دقیقا مثل "برجام" .... خ خ خ خ (وسط این خ ها گریه داره ها)

Image result for ‫کفشهای پاره .‬‎

اما بعد

با یه بنز 420 آمد...
نمیدانست کفِ کفشهایم پاره بود...
وقتی روی صندلی شاگرد نشستم... "از صندلی چیزی نمیگویم ممکن است .... " ...
اما .. کفیِ ماشینش از کفِ کفشهای من نوازشگر تر بود...
همین



پ ن : اینروزها دلم یه سقف میخاد... و آرامش و فراغ بال.... و یه پلی استیشن فور...
شانس که نداریم قیمتش شده قیمت خون... شاید دیگه نتونم بخرم!! حیف از این عمر!

پ ن : حلال بودن مهمتر است یا حلّال بودن؟؟؟ کاش اگر حلال نیست لااقل حلّال باشد.... آخر این چه تقدیریست.... ؟؟

پ ن : میگن از نخورده بگیر بده به خورده .. حکایت حالای منه و این سنگ گرانیت فروش !!
         خب شایدم حق داره... بنده خدا ... منفعت طلبه ... سرشتش اینه ...

پ ن : بهشتِ من : 1- یه اتاق با تخت خواب ... 2- یه میز و صندلی با پلی استیشن فور+ فیفا 3- یه خط اینترنت با همین لب تاپه .. هرچند که همه جاش شکسته ... خخخخ  4- یه "تو" ... که باشی !!! 5- همه ی گزینه ها "مالِ خودم باشه" . تمام.

پ ن : سهیل .. لب تشنه مثل خورشید ...

Image result for ‫کفشهای پاره ... پلی استیشن فور‬‎

تقدیر

خاطره باز ۱۳۹۷/۰۸/۱۹ 17:11
 


باشد
برایت امشب تصور می کشم!
تورا ... مثل طلوع .. طلائی
رویاهایت را درخشان مثل تابیده شده زیر دستان خورشید بعدِ باران
لحظه هایت را تنگ در آغوش!
تقدیرت را می کشم!!
که بدانی  خواستنت به عشق اگر باشد...
چقدر مهم است
همین...

Image result for ‫طلوع باران عشق‬‎

پ ن : تنگ در آغوش.. .بهترینِ حسهایی که افریده شده ... حیف... در این روزهای بوسه فروشی و لب خریدنی ... حتی طلا میان زباله ها پیدا نیست.... لعنت به چراغ سرخ .. لعنت به چراغ سبز

پ ن : اسم کوچه ی سر راهم "دادور" نوشته ... اینجا همه جا نقش "داد" بیداد می کنه...

پ ن : خسته از رسم زمون... خسته از افسانه ها ... من فقط دلم میخاد... مستند باشه مدام !!

پ ن : زنده باد امروز قدیمی ترینِ اراک.

من که پاییزم

خاطره باز ۱۳۹۷/۰۸/۱۶ 12:24

 

 

آری
کمی در من قدم بزن
دلدادگی کن
بگذار تمام فصل زردم
کبود شود از بوسه های تو
با من دیوانگی کن
بخند
بگذار هوای پاییزم رنجیده نماند
مست شود
از نوازش های تو
و به آدمهای "نفهم" بفهماند عاشقانگی هایت را ...
در فصل بی برگی
تو برگهایم باشم
همین.

 

 

 

پ ن : هیچکس تولدم را تبریک نگفت!! بجز "آبان" ... نه که برایم مهم باشد... اینکه برای چه کسی مهم هستم ..  آری.. "هیچکس" ..

پ ن : پاییز فصل من است .. خودِ من است... پر از بادهای وحشی و سوزدار .. پر از برگهای خاطره هایی که له می شوند .. پر از غروبهای زودرس .. پر از "بی آغوشی" ... پر از تنهای تنهای تنهایی !! آه بهار کجایی.. کاش من "بهاری" بودم!!

پ ن : افسانه ها دروغ اند ... مُستند باید زیست !!
         به قول قمیشی .. "لعنت" به عاشقانه های دروغ ... "لعنت" به بی عشقی های راست ...

پ ن : سهیل ... لب تشنه مثل خورشید ...

بیوگرافی
خاطره باز

همین
.
آخرین نوشته‌ها
آرشیو موضوعی
برچسب‌ها
نوشته‌های پیشین
پیوندهای روزانه
دوستان