پریشان

منی گر بوسه باران تو بودن !!

"نامردی"

خاطره باز ۱۳۹۷/۰۴/۲۷ 21:20
 

زن اگر بودم
نبودن هایت را تمام شعر می نوشتم خاطره می سرودم ...
همه ی عاشقانه ها را موزون و ردیف و قافیه می آوردم..
بودن هایت "عشق" می شد و می نشست روی کاغذ های خط خطی ام ...
و بعد از هر خاطره ای که تکرار میشد
چشمهایم را میبستم و تو همینجا میان آغوشم لمس می کردم...
و بیشتر چشمهایم را بر هم می فشردم
تا مبادا از خیالم بروی.. از آغوشم...

بقیه ای از هر حس را دیگر هیچ دوست ندارم!!



پ ن : با من حرف بزن

خودم

خاطره باز ۱۳۹۷/۰۴/۲۵ 20:52
هر روز که می رود
تو احساس تازه تری در من میشوی
انگار بیشتر خودم میشوم
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه ای خودم
خودم بیشتر بمان
تا تمام من تو باشد
تا تمام تو...  خودم باشد
من هر خیالی را زندگی میکنم...
زندگی را اما.... تلاش..
دلم برات تنگ شده
بخاطرت توی دلم جنگ شده
نیستی
ولی همیشه همینجا درون منی
خودم به من راست بگو... دقیقا کجایی؟؟؟؟

 

 

 

 

پ ن : من خودم را دوست دارم.

پ ن : روزها کافی نیستند... شبها کوتاه اند... و عمر خیلی خیلی خیلی خیلی چشم بر هم زدنی ...

پ ن : هنوز همه ی بیشتر از دندانهایم درد می کند..

پ ن : سهیل... لب تشنه مثل خورشید ...

پ ن : امروز کلی وسایل قدیمیم رو زدم بهم.. چقدر خاطره گردگیری کردم!!!!

قاضی می کشد...

تو هم می کشی..

چه تَرادُفی!!!!!!!!!!




دلم برای نوشته هات تنگ شده
دندونم درد می کنه شدید
2 ساعت توی دستگاه سی تی اسکن بودم فقط... فکر کن... بس سردرد دارم
هنوز معلوم نیست چی توی سرمه...



 

خوووووووووووب در چشمهایم خیره بمان

بگذار تمام تاریخ احساسم را در چشمهایت بریزم....

هنوز همیشه من "امید" را چخماخ کشیده ام !

آن غروبی که قهرمان قصه های وسترنی کلاه بر باد می دهد را ... مدام در"پسا برجام" روزهای عمرم خیال میزنم...

خوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووب با من بمان با من حرف بزن !!

از من عاشقتر؟؟

از من چه کسی بیشتر می تواند عمق واژه هایت را دریابد؟؟ بفهمد؟؟

از گلوله های بی رحم!!

از از از از از از از همه ی لحظه های پُر زخم !!

هیچ کس برای همیشه زنده نیست... و عمر هم آنقدرا طولانی نیست ...

حتی عمر ساختمانها از انسانها بیشتر است...

خیلی مسخره است در همین "اراک" عمر بعضی کامیونها و تریلی ها حتی از آدمی بیشتر است ...

واااااااااااااااااااای از این روزهای بی دریغ ...

این من

این مغز

این درد

دو تا لکه ی سیاه و کبود .. مونده روی عکسهای بی شمار ...

و نگاه خیره  و عظیم آن  "دکتر"

گاهی به گردنم میزند!! .. این درررررررررررررررررررد ...

استرس برایم اصلا خوب نیست ... "پدرِ عزیز تر از جانم...." این را بدان ...

و عمر هنوز هم آنقدر طولانی نیست ...

من از مُردن نمی ترسم ...

من از "بیهودگی" تا گووووووووووووووووووووووووووور می ترسم ...

از هرچه همه ی "نه" های مسخره و بی شمار ...

از همه ی هرچه "دست و پاگیره برای آن لحظه های احساس ناب" ...

از دوست داشته "نشدن" ها...

من سیری ناپذیرم از همه ی زیبائی ها ... از همه ی زیبائی ها ... از همه ی زیبائی ها ... از همه ی آفرینش ها

بینهایت تازگی .. هر صبح ...

بینهایت بینهایت با طلوع .. هرشب...

آری...

فقط "عشق" می اَرزد... که برایش نفس بکشی ..

آری آری ...

فقط "عشق" ...

راستی "عشقهای واقعی " هرگز نمی میرند... هرگز...

همین.

 

 

سهیل ... لب تشنه مثل خورشید..

 

 

پ ن : خب.. آلمانِ من باخت ! ... همه ی غول ها یه روزی می بازند.. و آلمان... باید می باخت.. حقش بود!

پ ن : من از باختن نمی ترسم .. از تلاش نکردن ولی .... متنفرم !

پ ن : ترسو ها به بهشت نمی روند... هرگز احساس خوشبختی نمی کنند... هرگز ...

پ ن : "امید" ... را بر کمر بسته ام ... هرکه دارد هوس "دوئل" ... بسم ا...

پ ن : هیچ کس تنهائیِ هستی ام را حس نکرد!

احساست....

خاطره باز ۱۳۹۷/۰۴/۰۴ 21:19
 


آخرین احساست کجا جا مانده؟
یا که در زنجیر شده؟
من عقابم...
چشمهایم عمق خیالت را در نوردیده...
هیچ نیافت...
باور کررررد که سنگ شده ای
احساست کجا جا مانده؟
من امیدم همه بیداری احساس خفته ی توست..
بیدار باش
پندار شو
همه جاری باش
از هنر عشق پرستاری خود
تشنه ام مثل کویر
و پر از زخم ز دلتنگی تو..... را... تیمار کن....
پرواز باش
عمر انسان از هر بنایی کمتر است... پیدا نیست؟
عمر من....
می رود اش...
و من آهسته نگاهم پی او هست هنوز
با یکی حسرت و آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه
تکیه دادم به تن پنجره از سمت نگاه
وقتی از سینه کش کوه گذشت
بغض من نییییز شکست......
تو نبودی ک ببینی نفسم سخت گرفت
قامت هستی من زوووود خمیییید
من نه مهری ک بدیدم ز تمامی وجوووود
...
وااای باز شعر میشم!؟!
جاری میشم....
تو
دقیقا کجایی؟
کجا اینهمه رگهام رو بی خونت گذاشتی؟؟
نگذاشتی تا چشمام رو توی عمق چشمات بریزم....
بشناس مرا
نشناختی هنوووووووووووووووووووز
من خودم خط شکنم
باخته پاک جان و تنم...
کاش
بیمار شوم...
تا نوم تو توو گوش من صدا کنه
دوباره ها بخاد منو نجوا کنه
....

بیوگرافی
خاطره باز

همین
.
آخرین نوشته‌ها
آرشیو موضوعی
برچسب‌ها
نوشته‌های پیشین
پیوندهای روزانه
دوستان