تو که رفتی..
خاطره باز ۱۳۹۲/۰۴/۱۸ 13:44تو که رفتی...
از روزیکه تو رفتی رنگ شادی از چهره من پریده است اما خورشید هنوز توی آسمون مهر افشانی می کنه مثل اینکه همه چیز عادیه و طبیعی باشه من نمی فهمم چطور هنوز پرنده هوای پرگوشدن پر کشیدن داره و چطور هنوز قناری بانگ آواز سر میده مگر خبر ندارند که تو از کنارم رفتی .. دور شدی .. ؟؟!! به چشمان خسته و شکسته من دنیا دیگه تموم شده دل آسمون سنگ شده اصلا لعنت به این تنهایی .. که جنسش اینقدر برای من "ناب" هستش!!
عطر تنت توی اتاق امن خیالم پیچیده و هوای شورانگیزی به هجوم حسهای نابم میده ، از تو هزارتا قصه و ترانه .. شعر و دلنوشته ساختم و قلب پر از غرورم رو چه عاشقانه به تو باختم ..
کاش بیائی!!
سهیل..
لب تشنه مثل خورشید..
پ ن: خسته شدم بس که دلم دنبال یک بهونه گشت بس که نوشتم و ولی برگ سرنوشت بر نگشت!!!