پریشان

منی گر بوسه باران تو بودن !!

تک و تنها

خاطره باز ۱۳۹۱/۰۷/۱۶ 20:21
 

 

تو نبودی و من اینجا تک و تنها .. و سکوت ..

 

عاشقم شو !!

خاطره باز ۱۳۹۱/۰۷/۰۵ 20:14
 

و پر از شعر و شعور

همه ایمان من اینجاست ببین

همه فرش است دلم مثل کویر، ترکیده

و خزانی همه گلهای دلم ارکیده

و همیشه جاری

تا بهار آورمت فصل به رویای دلت

به هوائی که بسازم همه جانت عاشق

بخدا می فهمم... همه احساس تورا

و چه بیداد به دنیا زده ام ...  همه اشعار من اند ...  که نبودی هرگز!!

همه بیداد توام

و یکی گوش شده ام در عطش صوت تو بیمار خودم

که بخوانی و بخواهی مرا

که پر از واژه شوی .. و بباری همه اشعار مرا

و همی سیل شوی بر گذر دفترک کهنه ی من

و تو میدانی و من .. که منم شاعر آن حس که کسی نشناخته

مثل دریا همی .. مثل طوفان یقین

و تو آن ساحل امن

تا برویت همه امواج شوم

و بگیرم تو را سخت به آغوش خودم

و بخوابیم و بباریم همی

همه جا پر شود از غنچه و گل

باز همین

 

سهیل.. لب تشنه مثل خورشید ..

 

پ ن : فاصله ام تا آن ساحل امن .. شاید باندازه ی یک عمر باشد .. هان؟

رقص شبانه

خاطره باز ۱۳۹۱/۰۷/۰۱ 11:57

 

هر شب

به امیدی که لبهایمان هم آغوش برقصند ..

رویا می زنم بر بوم خیالم !!

سهیل

لب تنشه مثل خورشید

...

بیوگرافی
خاطره باز

همین
.
آخرین نوشته‌ها
آرشیو موضوعی
برچسب‌ها
نوشته‌های پیشین
پیوندهای روزانه
دوستان