یاس مست !! (طعنه ای به احساس خفته)
خاطره باز ۱۳۹۱/۰۵/۳۰ 17:33ای همه آرامشم
ای هوای خواهشم
ای صدای عاشقی
ای نوای همدلی
ای سراپا مهربانی و وفا
ای تو شمع و ای تو شور و اشتیاق
این منم سودای شبها بی قراری دست فروش
این منم آرام جانش را صدا نشنیده شبهایش به گوش
این من و این تو عزیز نازنین
این تو و این من حقیر مُستَکین
آری ای آرامشم ...
تشنگی هایم چو خورشید است و تو ..
شبنمی خشکیده لبهای مرا ، انظار تو ..
کلبه ای باید که ما را جا دهد
از شلوغی پَر به خلوت سو دهد
دست بنه تا خون بریزیم بر سرشت
پی نهیم یک خانه را از خونمان در سرنوشت
خانه ای از جنس یک دنیا صداقتها فقط
با حریمی تا نهایت با وفائی ها فقط
تا که عمر داریم ... به هم دوستی کنیم !!
یک رفاقت بهتر از هر زندگانی ای کنیم..
ناظری باش لحظه لحظه بر سهیل
بی نهایت عاشقت گشته سهیل
سهیل.. لب تشنه مثل خورشید ..

پ ن: چه دوری سخت است !! همین .