پریشان

منی گر بوسه باران تو بودن !!

کیمیا

خاطره باز ۱۳۸۸/۰۸/۱۱ 13:37

30/7/1388

كيميا

تو باشي گر همان گم كرده ي من

تو هستي آن همان در ديده ي من

كه من را دل پر از سوز و شكايت

بَري تا عاشقيها بي نهايت

تو آن هستي كه آهم را شنيدي

به خوشبختي مرا يكدم كشيدي

تو گويي هر دو باهم مي شويم ما

به دريا ها به صحرا مي رويم ما

ز لاي هر شكافي در شقاوت

گذر بايد من و تو با سخاوت

رويم تا امتدادي از رسيدن

غم و شادي هزاران بار چشيدن

تو من را كيميا كن نازنينم

منِ گم را تو پيدا كن عزيزم

سهيل خواهد اگر يك مهرباني

تو بنما روي مهر تا مي تواني

 

 

 

اين شعر رو تقديم مي كنم به كيمياي عزيزم كه باعث شد تا اين شعرو براش بگم

اميدوارم كه لذت ببريد و براي كساني كه دوستشون داريد .. بخونيد..

 

بیوگرافی
خاطره باز

همین
.
آخرین نوشته‌ها
آرشیو موضوعی
برچسب‌ها
نوشته‌های پیشین
پیوندهای روزانه
دوستان